تبليغاتX
آسایشگاه حامد ها

جایی که نفرت وجود دارد بذر عشق بپاش

ضرب المثلي قديمي مي گويد: «با پنبه سر ببر».

من ترجيح مي دهم اين جمله را به كار ببرم: «با عشق و سخاوتمندي با ديگران ارتباط برقرار كن.» يا همان طور كه بزرگان گفته اند: «بذر عشق بكار.»

خود را ببخشيد و با عشق به خود بنگريد. هميشه به خاطر داشته باشيد كه تا ابد با خداوند در ارتباط هستيد. شما موجودي الهي هستيد و بيش از اين نمي خواهيد از الوهيت خود بهراسيد. براي اين كه مورد مهر و محبت قرار گيريد نيازي نيست تا طبق معيارهاي ديگران عمل كنيد؛ شما بدون قيد و شرط مورد توجه و علاقه ديگران هستيد؛ نيازي نيست كه از خطا واشتباه آزاد و رها باشيد بدانيد كه هميشه مورد علاقه هستيد؛ نيازي نيست كه هميشه برنده باشيد، بدون توجه به نتيجه و يا امتيازتان مورد علاقه هستيد.

همه دلايلي كه سبب مي شود دچار از خود بيزاري شويد ريشه در يك عقيده نادرست دارد؛ اين كه شما منيت خود را نيروي حاكم بر زندگي خود مي دانيد. منيت شما اعتقاد دارد كه شما از ديگر انسان ها و از خداوند نيز جدا هستيد. بنابراين هميشه قضاوت مي كند، ارزيابي مي نمايد و شما را با ديگران مقايسه مي كند. هنگامي كه با ديگران برابر نيستيد دچار تحقير نفس و خود كم بيني مي شويد. سپس همه شكست هاي خود را مرور مي كنيد. آنها را مي شماريد و با پي بردن به شكست هاي خود دچار از خود بيزاري مي شويد.

به عنوان يك مخلوق الهي، نيازي نيست نمايش بازي كنيد؛ به مقايسه بپردازيد؛ برنده شويد يا كار هايي از اين قبيل انجام دهيد. ارزش و شايستگي ما كاملا معين و آشكار است. شما بخشي از پروردگاريد. هميشه با خداوند در ارتباط هستيد. فراموش نكنيد، هرگاه به طريقي دچار از خود بيزاري شديد اين حقيقت را به خودتان ياد آوري كنيد. خود را ببخشيد و در ميدان انرژي خويش بذر عشق بپاشيد تا بتوانيد براي مشكل تحقير نفس خود، به راه حلي معنوي دست پيدا كنيد.

در اين جا پيشنهاداتم براي آموزش پاشيدن بذر عشق در جايي كه نفرت وجود دارد پايان مي گيرد. من با تمام وجودم مي دانم كه هيچ كس نمي تواند عاشق انسان ديگري شود مگر اين كه در ابتدا عاشق بشريت باشد. توانايي يافتن براي پاشيدن بذر عشق از نوعي احساس دروني مبني بر اتصال داشتن با همه موجودات زنده، همه نوع بشر و خداوند نشات مي گيرد.

يك برده آزاد شده كه هر كسي فكر مي كند او دلايل بسياري دارد تا سرشار از نفرت باشد نمونه اي است از پيام اين نوشته.

نام او بوكرتي واشينگتن بود و چنين مي گفت: «من اجازه نخواهم داد هيچ انساني با بر انگيختن نفرت در من روحم را كوچك كند.»

در اين جا از مردي نام برده شده كه در سن نه سالگي شروع به كار كرد براي اني كه بتواند تحصيل كند. او به عنوان يك سرايدار مشغول به كار شد و بعد ها رييس موسسه تاسكجي در آلاباما شد. او از نفرت داشتن پرهيز مي كرد. چرا؟ زيرا همان طور كه گفته است نفرت روح را خوار و حقير مي كند.

 

بذر عشق بپاشيد و از دسته گل هايي كه به نشانه احترام، روحتان را زينت مي دهند لذت ببريد.

 

نوشته شده توسط حامد در شنبه 1386/05/13 ساعت 1 قبل از ظهر | لینک ثابت |

از درون شاد باش

نزديك بهار بود و مردم براي جشن بهاري خود را آماده مي كردند. چند دلقك از سرزميني دور، از دهكده شيوانا عبور مي كردند. آنها نمايشي ترتيب دادند و شرط تماشاي نمايش را پرداخت مبلغي سنگين تعيين كردند. همه مردم نمي توانستند اين نمايش خنده دار را ببينند و فقط عده خاصي مي توانستند به ديدن نمايش بروند.

روزي شيوانا دختر و پسر جواني را ديد كه غمگين و افسرده از كنار مدرسه عبور مي كنند.

با تبسم از آنها پرسيد: «دهكده اي كه جوانانش غمگين باشند روي شادي را نخواهد ديد! چرا افسرده ايد؟!»

دختر و پسر گفتند پول كافي براي خريد بليت نمايش دلقك ها ندارند و نمي توانند مانند هم سن و سال هايشان به تماشاي نمايش خنده دار بروند و شاد باشند!

شيوانا با تعجب گفت: «مگر شادي مي تواند بدون اجازه ما از بيرون وارد وجود ما شود. شادي اتفاقي است دروني كه محل وقوع آن نيز در درون ما و با اجازه ماست. دلقك ها فقط مي توانند كساني را بخندانند كه خود را آماده خنديدن كرده باشند. برخيزيد و بخنديد تا از درون شاد باشيد و هرگز اجازه ندهيد ديگران براي شاد بودن شما نقشه بريزند و تصميم بگيرند. در زندگي شادي خود را به هيچ چيز بيرون از وجودتان مشروط نكنيد. رئيس كارخانه شادي سازيتان خودتان باشيد!»

نوشته شده توسط حامد در شنبه 1386/05/13 ساعت 1 قبل از ظهر | لینک ثابت |

راه هاي بدست آوردن آرامش

جلوي گريه خود را نگيريد و گهگاهي گريه كنيد.

 

دست كم روزي  15 دقيقه را در سكوت بگذرانيد و به نيازهاي واقعي خود و نيز چيزهايي كه داريد فكركنيد. سكوت عصاره‌ي آرامش است، با زور نمي‌توان آن را ايجاد كرد، بايد زماني كه فرا رسيد آن را بپذيريد.

 

افراد آرام به خود مي‌گويند كه براي تغيير گذشته كاري نمي‌توان كرد، آنگاه از فكر ادامه  زندگي لذت مي‌برند.

 

 وقتي احساس مي‌كنيد كه سرتان پر از فكرهاي جور و واجور است و جاي خالي در آن نيست، با قدم زدن، آن‌ها را پاك كنيد.

 

 اگر نتوانيد كسي را ببخشيد، افكار خشمگين‌تان شما را براي هميشه با اين افراد مرتبط خواهد كرد. شاد كردن ديگران، باعث آرامش مي‌شود.

 

 آرامش را از كودكان بياموزيد، ببينيد كه چگونه در همان لحظه‌اي كه هستند، زندگي مي‌كنند و لذت مي‌برند.

 

 از همان كه هستيد راضي باشيد، در اين صورت احساس آرامش بيشتري مي‌كنيد.

 

 هر چه اكسيژن بيش‌تري به شما برسد، آرام‌تر خواهيد شد، خوب است در محل كار و زندگي خود گياهي نگه داريد.

 

مهم نيست كه با شما مودبانه برخورد كنند يا نه، برخورد مودبانه‌ي شما، باعث ايجاد آرامي و احساس خوبي در شما خواهد شد.

 

 سرعت حركت شما با احساستان رابطه‌اي مستقيم دارد، آرام راه برويد و حركات بدن خود را آرام‌تر كنيد، طولي نمي‌كشد كه آرام خواهيد شد.

 

گاهي مي‌توانيد براي رسيدن به آرامش، دراز بكشيد، عضلات خود را شل كنيد و به هيچ چيز فكر نكنيد.

 

 با حركات آرام و صحبت كردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل كنيد. آيا تا به حال فرد آرامي را ديديد كه با صداي بلند صحبت كند؟

 

 با شوخ طبعي به آرامش خود كمك كنيد.

 

 راحتي، يكي از عناصر مهم آرامش است، مثل دماي مناسب، صندلي راحت و لباس و كفش راحت.


هر چند وقت يك بار ساعتتان را باز كنيد و خود را از فشار زمان نجات دهيد.


در آوردن كفش‌ها به كاهش فشار عصبي كمك مي‌كند.


فشردن يك توپ كوچك، تنش‌هاي عصبي‌اي را كه در انگشتان و دست‌هاي شما متمركز شده‌اند، خالي مي‌كند.


لباس‌هاي گشاد و راحت، باعث ايجاد راحتي و احساس آرامش مي‌شود.

 

 لحظه‌هاي زيباي زندگيتان را بنويسيد و از آن‌ها عكس و فيلم بگيريد، سپس بيش‌تر وقت‌ها آن‌ها را به ياد آوريد و درباره‌شان فكر كنيد و لذت ببريد.

 

 هواي دريا، آب شور و صداي امواج، همگي باعث آرامش مي‌شوند، مسافرت به سواحل دريا را فراموش نكنيد. (پيشنهاد ما به شما سواحل استان گلستان است) تماشاي ماهي‌ها مثل خيره شدن به دريا، در شما ايجاد آرامش مي‌كند، زيرا ماهي‌ها آرام شنا مي‌كنند و آرام تنفس مي‌كنند.

 

 آهسته غذا خوردن و جويدن، باعث تجديد قواي فكري و احساس آرامش خواهد شد.  براي تأثير بيش‌تر و رسيدن به آرامش، در خود متمركز شويد و آرام نفس بكشيد.

 

 تمرين كنيد كه آرام‌تر از حد معمول صحبت كنيد، اين كار خود به خود ضربان قلب و تنفستان را كم مي‌كند و به شما اجازه مي‌دهد، ذهن و فكرتان را از بسياري مسايل پاك كنيد.

 

 اگر به عقايد مذهبي و معنوي پايبند باشيد، به يكي از با افتخارترين روش‌هاي رسيدن به آرامش خاطر رسيده‌ايد، آنگاه مي‌توانيد بگوييد، الا بذكر الله تطمئن القلوب. اگر از خدا دور افتاده‌ايد، اكنون آشتي است. داشتن يك تكيه‌گاه معنوي در حد تعادل موجب آرامش مي‌شود.

 

 احساسات و مشكلات خود را به ديگران بگوييد و آرامش بيش‌تري احساس كنيد.

 

 يكي از مهم‌ترين مهارت‌ها در آرام بودن، فكر نكردن به مسايل كوچك است، دومين مهارت، كوچك شمردن تمام مسايل است.

 

 شاد كردن ديگران، موجب آرامش مي‌شود. نمي‌دانيد چه لذتي دارد پول رستوران امشب را با توافق سايرين به يك كارتن خواب هديه دهيد. قدرداني كنيد. ديگران را براي لطف كردن به خود تحت فشار قرار دهيد، لطف كه وظيفه نيست

 

نوشته شده توسط حامد در شنبه 1386/05/13 ساعت 1 قبل از ظهر | لینک ثابت |

مثبت فكر كنيد

شما همان چيزي هستيد كه فكر مي كنيد و در عين حال مي توانيد نيازهايتان را نيز احساس كنيد. پس هدفي والا براي خود تعيين كنيد و در راه تحقق آن نهايت تلاشتان را به كار ببنديد.

تمامي احساسات، عقايد و دانش ما به افكار دروني مان ـ آگاهانه يا غيرآگاهانه ـ بستگي دارد و چه بدانيم يا ندانيم تحت كنترل هستيم و مي توانيم مثبت يا منفي، مشتاق يا بي تفاوت، فعال يا غيرفعال باشيم.
بزرگ ترين فرق بين مردم، رفتار و طرز برخورد آنان است. براي برخي، يادگيري لذتبخش و هيجان انگيز است، براي ديگران سخت و خسته كننده و براي بسياري ديگر، يادگيري فقط كاري ضروري براي پيدا كردن شغلي مناسب محسوب مي شود
.
رفتارها و طرز برخورد ما در حال حاضر عادت ناميده مي شود كه به علت دريافت بازخورد از طرف والدين، دوستان، جامعه و خودمان شكل مي گيرد و در واقع تصويري است از ما وجهان ما
.
اين رفتارها غالباً به وسيله گفتگوي دروني كه مرتباً با خود ـ آگاهانه يا غيرآگاهانه ـ داريم، تقويت مي شوند. در واقع اولين گام براي تغييررفتار، تغيير گفتگوي دروني ماست. يكي از روش هاي تغيير عبارت است از تعهد، كنترل وچالش
.

تعهد:


در خود تعهد و الزام مثبت به خود، يادگيري، كار، خانواده، دوستان، طبيعت و ديگر چيزهاي با ارزش ايجاد كنيد. به خود و ديگران ارج نهيد. در آرزوي موفقيت باشيد. با شوق و اشتياق زندگي كنيد و كارهايتان را انجام دهيد.

كنترل:


فكر خود را روي چيزهاي مهم متمركزكنيد. براي چيزهايي كه به آن ها فكر مي كنيد و كارهايي كه انجام مي دهيد هدف و اولويت تعيين كنيد، از قبل تمامي فعاليت هاي خود را در ذهن تصور و مرور كنيد. براي مقابله با مشكلات، استراتژي داشته باشيد، ياد بگيريد كه چگونه به خود آرامش بدهيد. ازموفقيت ها لذت ببريد و با خود روراست باشيد.

چالش:


مشوق خود باشيد. هر روز رفتار خود را تغيير دهيد و بهبود بخشيد. تمام تلاش خود را به كار ببنديد و به عقب برنگرديد. يادگيري و تغيير را غنيمت بشماريد. چيزهاي نو را امتحان كنيد. گزينه ها و انتخاب هاي مختلف را درنظر بگيريد. با افراد جديد آشنا شويد. هر چيزي را كه نمي دانيد بپرسيد. مواظب سلامت جسماني و روحي خود باشيد. مثبت گرا باشيد. مطالعات نشان داده كه افراد داراي اين مشخصات در اوقات خوش، برنده هستند و در شرايط سخت، محكم و قوي به زندگي ادامه مي دهند. تحقيقات همچنين نشان داد مردمي كه آگاهانه گفتگوي دروني و غرور خود را اصلاح مي كنند، غالباً خيلي سريع در رفتارشان بهبود حاصل مي شود. انرژي آنها افزايش مي يابد و همه چيز به نظر بهتر مي آيد.
تعهد، كنترل و چالش به ساخت اعتماد به نفس و ايجاد تفكر مثبت كمك مي كنند
.

7 پيشنهاد براي ايجاد تفكر مثبت:


ـ در هر طبقه اي، در جست و جوي افراد مثبت براي ايجاد ارتباط باشيد.
ـ در هر سخنراني، در جست و جوي ايده هاي جالب باشيد
.
ـ در هر فصل كتاب، در جست و جوي مفهوم هايي باشيد كه براي شما مهم هستند
.
ـ با هر دوستي، درباره ايده جديدي كه به تازگي يادگرفته ايد، صحبت كنيد
.
ـ از هر معلمي سئوال هاي خود را بپرسيد
.
ـ ليستي از اهداف، افكار و رفتار مثبت خودتان تهيه كنيد
.
ـ به خاطر داشته باشيد، شما همان چيزي هستيد كه فكر مي كنيد.

نوشته شده توسط حامد در یکشنبه 1386/03/06 ساعت 1 بعد از ظهر | لینک ثابت |

  خدايا با من حرف بزن

مردي زمزمه مي كرد : خدايا با من حرف بزن و چلچله كوچكي آواز مي خواند اما مرد نمي شنيد .

آنگاه مرد صدا زد : خدايا با من حرف بزن و رعد و برقي در آسمان درخشيد .اما مرد آن را گوش نكرد .

مرد به اطرافش نگاهي كرد و گفت : خداوندا ، بگذار تورا ببينم و ستاره ها درخشان تر از هميشه مشغول نور افشاني شدند،اما مرد توجهي نكرد .

مرد فرياد كشيد : خدايا ، معجزه اي نشانم بده و كودكي ، متولد شد اما مرد نفهميد.

او گريست و با التماس گفت : خدايا ، مرا لمس كن و اجازه بده كه بدانم تو اينجائي خداوند در كمال مهرباني و آرامش مرد را لمس كرد .

اما مرد ، پروانه اي را كه روي شانه مرد نشسته بود احساس نكرد...

به خاطر داشته باشيد كه بركت ها را از دست ندهيد ، راه خداوند با راه هاي ما متفاوت است و راه او هميشه آن چيزي نيست كه انتظار داريم . پس به نشانه هاي اطراف خود توجه بيشري كنيد .دیدن نشانه ها خیلی راحته.کتاب "کیمیاگر " اثر پائولو کوئلیو را اگه بخونید کارهای خدا رو با نشانه ها  میبینید

نوشته شده توسط حامد در سه شنبه 1386/02/04 ساعت 11 قبل از ظهر | لینک ثابت |

شما تا چـه اندازه براي وقت خود ارزش قائليد؟آيا از بـرنامه زمـاني مـشخصي براي به انجام رسـانـيـدن كـارهــاي خود پيروي ميكنيد؟ يك عامل بسيار مهم در هر موفقيتي برنامه ريـزي صحيح و پيروي از يك برنامه زماني مشخص براي نيل بـه اهداف مطلوب ميـبـاشد. اكنون براي آنكه قادر باشيد از وقــت خود به نحو احسن استفاده كنيد نكات و راهكارهاي زير را در زندگي خود بكار بنديد:

1- همواره فعاليتها و تكاليف روز بعد خود را از شب قبل برنامه ريزي كنيد و كارهايي كه بايد به انجام رسانيد را روي كاغذ يادداشت كنيد.

2- سپس فهرست تكاليف و كارهاي خود را اولويتبندي كرده و براي هر كدام از آنها ضرب العجل اجرايي منظور كنيد.

3- هميشه كارهايي دشوار و پر دغدغه تر را زودتر از بقيه و يا درهنگامي كه در بهترين شرايط جسمي و روحي ميباشيد انجام دهيد. كارهاي سبكتر را در هنگام خستگي نيز ميتوان به انجام رساند.

4- امور با اهميت اما ناخوشايند را به تعويق نياندازيد. هيچگاه كارها با به تعويق انداختن خوشايند تر نميگردند.

5- هرگاه شروع به انجام كاري كرديد سعي كنيد بدون وقفه آن را به پايان رسانيد.

6- مابين فعاليتها براي خود وقت استراحت نيز در نظر بگيريد.

7- مكالمات تلفني خود را نيز از پيش برنامه ريزي كنيد: سخناني كه ميخواهيد بيان كنيد و يا اطلاعاتي كه ميخواهيد كسب كنيد را روي كاغذ يادداشت كنيد.

8- همواره خود انگيخته باشيد و با پشتكار كارهاي خود را به پايان رسانده و مقهور موانع نگرديد.

9- در هر زمان كه تصور كرديد كاري كه در حال انجام آن ميباشيد عبث، بي فايده و غير سازنده ميباشد به محض دريافت دست از آن بكشيد.

10- به خود و اولويتبندي كه صورت داده ايد اعتماد و ايمان داشته باشيد و در هر شرايطي به آنها پايبند باشيد.

11- اينكه وقت خود را صرف چه اموري ميكنيد را دقيقا مورد بررسي و نظارت قرار داده و در صورت لزوم يكسري تغييرات آگاهانه در رفتار خود پديد آوريد.

12- همواره در زندگي فرد منظم و سازمان يافته اي باشيد تا وقت خود را بيهوده صرف يافتن وسايل گم گشته خود نكنيد.

13- براي وقت خود ارزش قائل باشيد زمان هيچگاه به عقب باز نميگردد.

14- به خاطر داشته باشيد استرس و خستگي معلول كارهايي كه به انجام رسانيده ايد نبوده بلكه بيشتر از افسوس كارهايي كه ميتوانستيم انجام دهيد اما انجامشان نداده ايد نشات ميگيرند.

15- به هيچ فردي اجازه ندهيد وقت شما را تلف كرده وبراي خود مصروف دارد. براي خود مرز بندي مشخصي تعيين كرده و بياموزيد كه در صورت لزوم با صراحت "نه" بگوييد.

16- از تمام لحظات زندگي خود به نحو احسن استفاده كرده و سعي كنيد از آنها لذت ببريد.

17- سعي كنيد فرد خوشبيني باشيد و همواره در انتظار رويدادهاي خوشايند در زندگي خود باشيد.

18- براي زندگي خود اهداف مشخصي تعيين كرده و براي دستيبابي به آنها تلاش كنيد.

19- هنگام نياز از فرد آگاهي راهنمايي بخواهيد.

20- "وقت كشها" و يا هدر دهنده هاي وقت را به حداقل برسانيد. آنها شامل موارد زير ميباشند:

  • تلفنهاي طولاني، بي هدف و غير ضروري.
  • بازديدكننده ها و ميهمانان ناخوانده.
  • پشت گوش اندازيها.
  • گفتگوهاي بي ثمر و يا نا مشخص.
  • دانش فني ناكافي و يا اطلاعات ناقص هنگام انجام كار.
  • فقدان اهداف و اولويت بنديها و يا مبهم وگنگ بودن آنها.
  • فقدان برنامه ريزي.
  • خستگي و استرس.
  • ناتواني در " نه " گفتن.
  • بي نظمي و نابسامانيهاي فردي.
  • تماشاي تلويزيون. تماشاي بيش از 2 ساعت در روز برنامه هاي تلويزيوني معقول نميباشد. 

کتاب جیبی"قورباقه ات را قورت بده" را توصیه میکنم بخونید.اگه چند روزه یا چند هفته است که میخای کاری انجام بدی ولی نمیشه(به هر دلیل).خوندن این کتاب کمکتون میکنه کارهاتونو به موقه و بهترین حالت ممکنه انجام بدید.

نوشته شده توسط حامد در سه شنبه 1386/02/04 ساعت 11 قبل از ظهر | لینک ثابت |
  • اصول رسیدن به موفقیت
  • نکاتی در مورد مدیریت زمان
  • نشانه ها
  • راه های مقابله با عدم اعتماد به نفس
  • حفظ خونسردی در تمامی حالات
  • روشي برای ایجاد خلاقیت و ایده های بزرگ در ذهن
  • اعتماد به نفس

راست کلیک/Open In New Window

http://www.succesway.blogfa.com/

نوشته شده توسط حامد در سه شنبه 1386/02/04 ساعت 11 قبل از ظهر | لینک ثابت |

راست کلیک/Open In New Window

                                       http://drdarabi.blogfa.com/

نوشته شده توسط حامد در یکشنبه 1386/01/26 ساعت 10 قبل از ظهر | لینک ثابت |

 متحول شدن، رمز خوشبختي

همه ما محتاج يك انقلاب دروني هستيم. همه آرزو داريم كه زندگي پرشور و نشاطي داشته باشيم و در تمناي سلامتي و انرژي بيشتريم. همه تمايل داريم كه كار خود را با علاقه و رضايت انجام دهيم و همه ميخواهيم ثروتمند شويم اما چند درصد ما براي تغيير يافتن قدمي برداشته ايم؟ چند درصد ما از آنچه مي بينيم مي شنويم و مي آموزيم بهره مي گيريم و همواره در پي كسب موفقيت هستيم. اكثر ما در روزمرگي هاي زندگي خود گم شده ايم شايد به اين دليل كه راه تغيير يافتن را نمي شناسيم. در واقع آنچه در زندگي مي خواهيم تنها پاسخ به يك نياز است. نياز به ايجاد تغيير و دگرگوني در آنچه اكنو در زندگي و احساسمان مي گذرد. ما هر كاري را در جهت رسيدن به احساس لذت و خوشي انجام مي دهيم. پس ما بايد تغيير كنيم چرا كه عادات، رفتارها و انديشه ها و احساس هايي در ما وجود دارد كه ممكن است مانع پيشرفت ما شود.

 مراحل تغيير يافتن: براي اينكه تغيير كنيم بايد دنيا را به همين صورتي كه هست بذيريم. اگر براي شاد زيستن دنبال يك راه سده هسنيد، قوانين كمتري براي خود وضع كنيد و بي جهت زندگي را با بايد ها و نبايدهاي خود ساخته پيچيده نكنيد.

 بنابراين ماموريت شما در زندگي تغيير جهت دادن نيست، بلكه شما مامور تغيير خويشتن هستيد و تمامي راه حل ها در درون شماست. آنچه در دنياي دروني خود احساس مي كنيد در جهان بيرون به چشم مي بينيد و دقيقا به همين علت است كه هيچ كس نمي تواند با دستكاري جهان بيروني به زندگي خود سامان ببخشد. بزرگي مي گويد: (نوع نگاه و نگرش انسان باعث تغيير شكل شرايط بيروني مي گردد.) وقتي شما حركت مي كنيد. جهان به حركت مي افتد و به هر اندازه اي كه تغيير كنيد ديگر بازي سازان زندگي شما نيز به همان اندازه تغيير خواهند كرد بنابراين توجه داشته باشيد كه در زمينه روابط اجتماعي بيهوده نكوشيد كه ديگران را تغيير دهيد.

وقتي كه تصميم به پذيرفتن بي قيد و شرط ديگران مي گيريم ((احساس خوب آرامش و اسوده زيستن)) با اين روش ما همچون گذشته براساس معيارهاي خاص خود به انتخاب دوستان و همراهانمان مي پردازيم اما در عين حال به آناني كه انتخابشان نكرده ايم برچسب نادرستي و بدي نمي زنيم.

 اگر در پيرامون خود به دنبال زيباييها بگرديم زيبايي هاي بيشتري را در درون خود كشف خواهيم كرد زيرا ما در آينه وجود ديگران خود را مي بينيم.

براي تغيير يافتن ابتدا بايد باور كنيد كه اين تغيير ضروري است آن گاه تغيير را در ذهن خود به خوشبختي ربط دهيد و ذهن خود را نسبت به اين تغيير شرطي كنيد به عبارت ديگر خود را در شرايط ايده آل تصور كنيد و خوشي حاصل از آن را احساس نماييد. اگر مي خواهيد به آرزوهاي خود برسيد بايد بتوانيد رفتار خود را تحت كنترل داشته باشيد. براي برخي مردم صحبت كردن در جمع موجب احساس ناراحتي و اضطراب است چنين احساسي مسلما بر رفتار آنها تاثير مي گذارد در نتيجه هنگام صحبت كردن به لكنت مي افتند نمي توانند راحت بنشينند و چهره شان سرخ مي شود. چنين افرادي همواره از شركت در مجالس ومكانهاي عمومي سرباز مي زنند اما اگر همين افراد بتوانند در همان لحظه احساس خود را تغيير دهند قادر خواهند بود تمام توان خود را به كار گيرند و از بهترين وضعيت جسمي و فكري برخوردار شوند. به ياد داشته باشيد كه هر چه در زندگي به دست آوريد و يا از دست مي دهيد مانند دوست، خانواده، هسمر خوب، پول، موفقيت و بالاخره لذت و خوشي به دليل مشكل احساس شماست. اولين روش براي تغيير دادن احساسمان، روش استفاده از جسم، يعني تغيير حالتهاي بدن، چهره، نحوه تنفس و حركت و راه دوم كنترل تمركز فكري است.

ياد بگيريد كه انديشه هاي خود را كنترل كنيد زيرا اولا شما نمي توانيد بر محيط پيرامون خود اوضاع جوي و يا عقايدي كه ديگران درباره شما دارند كنترلي داشته باشيد. ثانيه آنچه مايه شادي و خوشبختي انسان مي شود قدرت و عوامل دروني است. پس روي انديشه هاي خود كار كنيد تا كيفيت زندگي تان را بهبود بخشيد. آن گاه همين انديشه هاي نو احساسات شما را متحول مي كند.

توانايي درك افكار و تعيين اهداف و نتايج دلخواه شروع تمام خوشبختي ها و موفقيت هاست. براي تغيير كردن بايد انعطاف پذير باشيد(در مطالب قبل اصل انعطاف پذیری تشریح داده شد) انعطاف پذيري نشانه يك ذهن برتر است. هدف خود را مشخص كنيد و براي رسيدن به آن هدف تلاش كنيد و در صورت شكست هرگز مايوس نشويد شيوه خود را بررسي كنيد و اگر زمان لازم ديديد آن را تغيير دهيد. اگر بتوانيد آمادگي زير سوال بردن فرض هايتان و آزمايش آنها در مقابل واقعيت و نيز توانايي قبول احتمال اشتباه را در خودتان ايجاد كنيد آن وقت داراي طرز فكري خواهيد شد كه نهايتا شما را به سوي موفقيت هاي بزرگ هدايت مي كند. در واقع انعطاف پذيري يعني انطباق با تغييرات الگوها كه با گذشت زمان تغيير مي كنند. بنابراين شما هم بايد تغيير كنيد.

از خود بيش از آنچه ديگران از شما انتظار دارند متوقع باشيد. فقط بايد تصميم بگيريد و نترسيد تنها راه براي برطرف ساختن ترس، روبرو شدن با آن است. اگر ترس خود را بزرگ جلوه ندهيد به زودي دگرگوني را در خود حس خواهيد كرد.

براي تغيير كردن مسئوليت پذير باشيد. زندگي تان را به دقت بررسي كنيد و مواردي كه پسندتان نيست و همواره باعث ايجاد تنش، خشم، نااميدي زياد در شما مي شوند شناسايي كنيد و مسئوليت كامل آن را بر عهده بگيريد زيرا وجود آنها به علت نقصي در نحوه تفكر شماست. عزمتان را جزم كنيد و در مورد هر يك از اين موقعيتها مانند زمينه هاي شغلي روابط شخصي و يا سرمايه گذاري زماني، مالي يا عاطفي قاطعانه تصميم بگيريد و آنها را از زندگي تان حذف كنيد، سامان دادن به زندگي، وظيفه دروني هر انسان است بنابراين تلاش كنيد زيرا زندگي انسان هاي بزرگ به ما نشان مي دهد كه آنها بزرگي خود را از طريق تلاشهاي مستمر و خستگي ناپذيرشان به دست آورده اند.

عقايد و باورهاي خود را تغيير دهيد براي تغيير دادن ديدگاهها، تنها چيزي كه لازمست، شهامت انديشيدن به راههاي تازه است.

سه نكته مهم

۱-به ياد داشته باشيد كه در معادله زندگي گذشته با آينده برابر نيست.

همواره در هر موقعيتي مي توان به نتيجه رسيد اصلا مهم نيست كه در زندگي چه برسرتان آمده و يا حل مشكل شما چقدر دور از ذهن مي رسد اگر باور كنيد كه هر مشكلي راه حلي دارد حتما راه حل آن را خواهيد يافت.

2-ما براي تنبيه شدن به دنيا نيامده ايم. براي درس گرفتن آمده ايم. هر رويدادي در زندگي ما توان بالقوه آن را دارد كه ما را متحول كند و از ميان همه رويدادها سختي ها و مصيبتها بيشترين توان را براي تغيير فكر ما داراهستند. طوري رفتار كنيد كه گويي در وراي هر حادثه اي هدف و مقصودي نهفته است.

۳-اگر در جستجوي خوشبختي و معناي زندگي هستيد تمام توجه خود را به لحظه اكنون معطوف كنيد و به ياد داشته باشيد كه بهترين جا براي آغاز يك زندگي جديد همين جايي است كه اكنون هستيد. فقط كافي است كه افكار مثبت و نگاه شاد به زندگي داشته باشيد. در اين صورت جهان هستي در قبال اين نگرش پاداشهايي فراتر از انتظار به ما مي دهد.

ما هر كاري را در جهت رسيدن به احساس لذت و خوشي انجام مي دهيم. پس ما بايد تغيير كنيم چرا كه عادات، رفتارها و انديشه ها و احساس هايي در ما وجود دارد كه ممكن است مانع پيشرفت ما شود.

خلاقيت و خودآفريني:سه عامل موجب شكوفايي خلاقيت انسان مي شود. نخست اهداف و آرزوهاي بزرگ دوم مسايل و بحرانهاي عمده و بنياني و سوم پرسشهاي متمركز . هر يك از اين عوامل مي تواند تيرگي را از صفحه ذهن زدوده و چشمه فياض خلاقيت را در وجودتان به جوشش درآورد.

اگر به شدت خواستار چيزي باشيد و هدف شما روشن تر و ملموس تر باشد نقطه نظرهاي خلاقه بيشتري براي تحقق آن به ذهنتان خطور مي كند و شما را از موفقيت كنوني به جايگاه بلند و روشن مي رساند. خلاقيت از تراوشات ذهن شماست به خود بياييد و براي غلبه بر مسايل و تنگناهايي كه هر روز با آن روبرو هستيد ژرفترين و اساسي ترين نگرش هايي را كه نسبت به زندگي داريد بشناسيد و تغيير دهيد.

موانع و مشكلات شما ممكن است از اين دست باشند نياز به اطلاعات خاص عدم كنترل وقت و نياز به همكاري با ديگران بنابراين به توانايي هاي باطني خود ايمان داشته باشيد تا بتوانيد موانع را از جا بر كنيد و بر اهدافتان چنگ بيندازيد و فراموش نكنيد كه دستيابي به اهداف همواره در فضاي ذهني روشن و متمركز و با ايستادگي و پشتكار ميسر مي شود.

خلاقيت فقط به ذهن آرام نشو و نما مي كند از اين رو با ذهني روشن و فارغ از هر گونه آشفتگي و تلاطم و تحقيق و مطالعه كارآموزي و شركت در سمينار را با كار و تلاش خود تركيب و تلفيق كنيد.

خطاهاي خود را كانون توجه قرار دهيد و از لغزشها و كاستي هاي خويش درس بگيريد با مرور و بررسي اشتباهات و تصحيح مسير يك دوره كارآموزي تكنيكهاي موفقيت براي خود ترتيب دهيد همواره به گونه اي با مسايل و تنگناها برخورد كنيد كه گويي انواع مسائل براي تيز كردن ابزارهاي روحي شما به سويتان روانند.

براي افزايش سطح درآمد خويش همواره درصدد يافتن شيوه هاي نو و بديع براي تامين نيازهاي مردم باشيد در عرصه رقابت كارها و اقدامات همكاران موفق خود را زير نظر داشته باشيد و از الگوهايي كه در پيشرفت و توسعه فعاليت آنان نقش دارد تقليد كنيد حتي در صورت امكان پس از رفع نقاط ضعف كارهاي آنان كالا و خدمات ارزنده تري را ارائه كنيد.

                                                                                 منبع:http://www.gqsupport.net

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه 1386/01/23 ساعت 11 قبل از ظهر | لینک ثابت |
درس زندگی

راست کلیک/Open In New Window

http://nlpworld.persianblog.com

 

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه 1386/01/23 ساعت 10 قبل از ظهر | لینک ثابت |
گزیده ای از سخنان دکتر آزمندیان رو براتون گذاشتم تا شما هم لذت ببرید:
  1. این اصلا مهم نیست که چه کسی بودی و چی داری، مهم اینه که می خوای تبدیل به چه آدمی بشی و باید خودتو برای یک تحول بزرگ آماده کنی!
  2. برای رسیدن به دستاوردهای بزرگ باید تبدیل به انسان بزرگی بشوی!
  3. انسانی فردا به دستاوردی میرسد که امروز رؤیایی در سر داشته باشد.
  4. همه چیز از خواستن شروع میشود، باید به خواستن عادت کنی.
  5. !If life is worth living, is worth recording  به این معنا که اگر این دنیا ارزش زندگی کردن دارد، ارزش ثبت کردن هم دارد. یعنی اگر چیزهایی از زندگیتون می خواین ارزش دارن همین الان تمامشونو یادداشت کنید.
  6. یک دفتر تهیه کنید و اهدافتون رو در اون یادداشت کنید و روی جلدش بنویسید:
    "دفتر ثبت موفقیتها و شگفتیهای زندگی من!"
  7. تفاوت بین انسانها، تفاوت بین VISIONهای آنهاست.
  8. بیایید امروز، آینده خود را کشف کنیم.
  9. بیایید بیشتر به آینده مان توجه کنیم، زیرا قرار است بقیه عمرمون و در اون سپری کنیم!
  10. ما محکوم به تقدیر نیستیم، اما محکوم به تغییر هستیم!
  11. اگر سازمانی رشد نمی کند به خاطر VISION رهبران آن است.
  12. گذسته سراسر هزینه است و آینده سراسر سرمایه گذاری!
  13. وقتی انتظارات مثبت از آینده دارید، اتفاقات خوشایندی در زندگی شما رخ می دهد!
  14. هر موفقیتی یک نگرش جدیدتر به انسان می دهد و تعامل نگرشها و موفقینها پیشرفت سیستم را ایجاد می کند.
  15. آری رهبران پنداره های محکم را ارائه می کردند، آنگاه ملتها آنرا می پذیرفتند و حمایت میکردند و بعد با همکاری هم آن پنداره را تجسم میکردند و سپس خلق میکردند. این اساس تمامی تحول و پیشرفت تمام کشورهای مترقی جهان در دنیای امروز است.
  16. !Fake it, to make it یعنی الکی بگو می تونم تا واقعا بتونی!
  17. ویکتور فرانکل که یکی از اسیران یهودی نازی ها در ماجرای هولوکاست بوده در کتاب خاطرات خود نوشته: "تمام کسانی که زنده ماندند، کار مهمی داشتند که در آینده باید انجام می دادند!"
  18. رؤیای بزرگ وکوچک نداریم، اما انسان بزرگ و کوچک داریم!
  19. اگر آینده خود را طراحی نکنید، انگار که شکست خود در در آینده طراحی کرده اید!
  20. احساس خوب شما از زندگی به خاطر این نیست که دنیا بر وفق مراد توست، بلکه به خاطر این است که تو احساس خوشبختی می کنی!
  21. کشف حقیقی نه یافتن سرزمینی جدید است، بلکه دیدن با چشمانی جدید است!
نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه 1386/01/23 ساعت 10 قبل از ظهر | لینک ثابت |

 پی آزمايشي که در « هاروارد يونيورسيتي » انجام دادند :

80 پيرمرد و 80 پيرزن را انتخاب كردند . يك شهرك را به دور از هياهو برابر با 40 سال پيش ساختند . غذاهاي 40 سال پيش در اين شهرك پخته ميشد . خط روي شيشه هاي مغازه ها ، فرم مبلمان ، آهنگها ، فيلم هاي قديمي ، اخباري كه از راديو و تلويزيون پخش ميشد ، را مطابق با 40 سال قبل ساختند . بعد اين 160 نفر را از هر نظر آزمايش كردند :

تعداد موي سر ، رنگ موي سر ، نوع استخوان ، خميدگي بدن ، لرزش دستها ، لرزش صدا ، ميزان فشار خون ... بعد اين 160 نفر را به داخل اين شهرك بردند ، بعد از گذشت 5 الي 6 ماه كم كم پشتشان صاف شد ، راست مي ايستادند ، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بين رفت ، لرزش صدا خوب شد ، ضربان قلب مثل افراد جوان ، رنگ موهاي سر شروع به مشكي شدن كرد ، چين و چروكهاي دست و صورت از بين رفت ...

علت چه بود ؟

خيلي ساده است . آنها چون مطابق با 40 سال پيش زندگي كردند ، باور كرده بودند 40 سال جوانتر شده اند .

انسانها همان گونه كه باور داشته باشند مي توانند بينديشند . باورهاي آدمي است كه در هر لحظه به او القا ميكند كه چگونه بينديشد .

اصولا فرق بين انسانها ، فرق ميان باورهاي آنان است . انسانهاي موفق با باورهاي عالي ، موفقيت را براي خود خلق ميكنند. انسانهاي ثروتمند ، باورهاي عالي و ثروت آفرين دارند كه با اعتماد به نفس عالي خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال كسب ثروت ميروند و به لحاظ باورهاي مثبتشان به ثروت مطلوب خود ميرسند .

قانون زندگي قانون باورهاست . باورهاي عالي سرچشمه همه موفقيتهاي بزرگ است . توانمندي يك انسان را باورهاي او تعيين مي كند .

انسانها هر آنچه را كه باور دارند خلق ميكنند . دستاوردهاي شما را در زندگي باورهاي شما ميسازند . زيرا باورها تعيين كننده كيفيت انديشه هاست و انديشه ها عامل اوليه اقدامها و اقدامها عامل اصلي دستاوردهاست.

نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه 1386/01/22 ساعت 10 قبل از ظهر | لینک ثابت |

مي‌گويند روزي ملانصرالدين به همسرش گفت: برايم شيريني درست كن كه تعريف آن را فراوان از ثروتمندان شنيده‌ام. همسرش مي‌گويد آرد گندم نداريم. ملا مي‌گويد آرد جو استفاده كن. همسرش مي‌گويد شير هم نداريم. ملا جواب مي‌دهد: به جايش آب بريز. همسر ملا مي‌گويد: شكر هم نداريم. ملا پاسخ مي‌دهد: شكر نمي‌خواهد. همسر ملا دست به كار مي‌شود و با آرد جو و آب به اصطلاح شيريني مي‌پزد. ملا بعد از خوردن،  قيافه‌اش درهم‌ مي‌رود و مي‌گويد چه ذائقه بدي دارند اين ثروتمندها.

حالا ببينيد حكايت خيلي از ماها را وقتي مي‌خواهيم به موفقيت برسيم.

 به ما مي‌گويند: كينه‌ها را بيرون بريز كه تنها راه خوشبختي رها شدن است. ما مي‌گوييم: يكي از دلايلي كه مي‌خواهم موفق باشم كم كردن روي بعضي‌هاست اين يكي ‌را بي خيال

مي‌گويند: هر چه ديگر نياز نداري از زندگيت خارج كن تا روح طراوت و سعادت در زندگيت جريان يابد. پاسخ مي‌دهيم: وقتي به ثروت رسيدم هر آنچه نياز دارم تهيه مي‌كنم، بعد فكري به حال كهنه‌ها خواهم كرد.

مي‌گويند: ورزش كن كه براي زندگي سعادتمند به نشاط و سلامتي نياز داري. در جواب مي‌گوييم: هنگامي‌كه موفق شدم و پول كافي به‌دست آوردم بهترين امكانات ورزشي را تهيه مي‌كنم.

آن وقت همانگونه كه ملانصرالدين به نان شيريني نگاه مي‌كند ما به ناني كه براي موفقيت خود ساخته‌ايم نگاه مي‌كنيم و مي‌گوييم: چه دل خوشي دارند بعضي‌ها

نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه 1386/01/22 ساعت 10 قبل از ظهر | لینک ثابت |
نیروی عظیم درون انسان-TNT

 اثری از: موسسه انگیزش موفقیت امریکا

مترجم: دکتر هادی فرجامی

نشر نسل نو اندیش

 تی . ان . تی چیست ؟تی . ان . تی توانایی است ؛ توانایی بس سازنده و خدادادی ذهن . همه انسان های موفق دانسته یا ندانسته از این قدرت استفاده کرده اند ؛ زیرا موفقیت بدون آن حاصل نمی گردد .

 جان کلام اینکه آنچه به شکل افکار و احساسات در ذهن خود جای می دهید متعاقبا در جهان شکل ملموس به خود می گیرد . بنابراین باید این حقیقت اساسی را بپذیرید که وقتی افکارتان تغییر کند رویدادهای جهان برون شما نیز تغییر خواهد کرد .فردا همان خواهد شد که امروز اندیشیده اید

 شناخت تی . ان . تی : یکی از مهمترین نکات در شناخت نیروی تی . ان . تی باور کردن آن است . تلقین , تأثیری فراوان بر ذهن شما دارد , به آن بگویید تو می توانی , تومی توانی ومی توانی , بی تردید کل دستگاه ذهنی شما به کار خواهد افتاد . درک قدرت نیروی عظیم انسانی تی . ان . تی برای مقابله با دشواری ها ی جهان کنونی ضروری است . خود را در برابر افکار و احساسات منفی دیگران نیز بیمه کنید.

 تغییر نگرش :برای آشکار کردن نیروی تی . ان . تی درونی به تجزیه و تحلیل خود بپردازید , شمای امروزی نتیجه تفکرات دیروزی خود هستید تجارب گذشته خوب یا بد , همه در ذهن شما ثبت شده است , و در حافظه تان باقی است . چه بتوانید آنها را به خاطر بیاورید و چه نتوانید . افکار خوب رویداد های خوب را جذب می کند و افکار بد رویداد های بد را .

هر آنچه اکنون برایتان رخ می دهد ریشه در گذشته شما دارد . باید تجارب گذشته خود را مرور کنید و تمام افکار و واکنش های هیجانی غلط را از ذهنتان بیرون بریزید .

 با خود اندیشیدن : وقتی نخستین بار فهمیدم که با فکرهایی که می کنم تجارب نا خوشایندی را بسوی خود می خوانم واقعا تکان خوردم ؛ تا آن زمان مانند بسیاری از افراد , دیگران و شرایط خارجی را عامل وضع نابسامان خود می دانستم فکر می کردم در آنچه برایم رخ می دهد تقصیری متوجه من نیست و با همین فکر آلام خود را تسکین می دادم .

 اسرار انسانهای بزرگ : به راستی آن چیست که انسان های بزرگ را بزرگ می کند  آیا همان چیزی نیست که آنها خود را در حال داشتن و به دست آوردنش تصور و تجسم می کنند . آنها به خود این جرأت را می دهند که دست آوردهای عظیمی را برای خود قائل شوند و در همین حال نیروی درونی آنها روی این تصویرها و تخیلات کار می کند و در نهایت آنها را بدانچه که می خواهند می رساند .

 برای بزرگ بودن باید بزرگ اندیشید

کاملا مشخص است آنهایی می توانند از این قدرت خویش استفاده کنند که در زندگی برای خود سمت و سوئی دارند . می دانند مقصدشان کجاست و چگونه می توان به آن رسید , آینده خویش را تصویر کرده و با قاطعیت و ایمان در مسیر آن گام می نهند.

منش و رویه این افراد خیلی زود به دیگران نیز سرایت می کند در حقیقت برنامه ریزان و اقدام کنندگان آینده , همین ها هستند . در حالی که بیشتر مردم دنباله رو اینان هستند  برای رهبر بودن باید قدرت درون خویش را کشف کنید

 قانون جذب : قانون جذب فقط چیزهایی برای شما خواهد آورد که تصویر کنید

اگر چیزی را به مدت کافی به وضوح و با اطمینان کافی تصور کنید به حقیقت خواهد پیوست . نیروی تی . ان . تی درون شما مطیع بی چون و چرای دستورهای شماست و آنچه را خواهان آن هستید یا آنچه را که از آن می ترسید بدون توجه به این که خوب است یا بد به شما خواهد داد . تصمیم بر عهده شماست , شهامت مطالعه و بررسی خود و کشف معایب و ضعف ها بسیار مشکل بوده و کوشش برای دیدن خود آنطور که دیگران می بینند مستلزم بردباری , حلم و صداقت بسیار است .

 سپرهای دفاعی : هرگز برای یک لحظه هم که شده فراموش نکنید که زندگی یک قضیه ی منطقی است.در جهان علت ها و معلول ها زندگی می کنید و در این جهان هیچ چیز به تصادف رخ نمی دهد در حقیقت اسباب آنچه برایتان رخ می دهد را خود شما با تفکرتان چه مثبت و چه منفی فراهم می کنید .

 درک نیروی تی . ان . تی: بعد از این حتی اگر چیزی به نظرتان غیر ممکن آمد هرگز نگویید که غیرممکن است نگذارید ذهنتان در تفکر محدودی که آلوده به پیش داوری است باقی بماند . ذهن خود را از خشم خصومت نفرت و واکنش های هیجانی منفی رها کنید این افکار جلوی پیشرفت شما را می گیرد .

 غربال کردن تصاویر ذهنی : شما از همه چیز, هم چیزهای خوب و هم از چیزها ی بد عکس می گیرید و آنها را با احساسی که در آن لحظه دارید در ذهن خود انبار می کنید . آنچه در ذهن تصویر می کنید چنانچه با نیروی سازنده ی درونی تان همراه شود می تواند چیزی را که از آن می ترسید یا دوست دارید , برایتان به ارمغان آورد به همین دلیل است که به این نیروی درونی تی . ان . تی می گوییم که بسته به سازنده بودن تفکر شما یا مخرب بودن آن برای شما یا علیه شما کار می کند . هر طور خود را از ذهن و دل تصویر کنید همان خواهد شد . جایگزین کردن تصویرهای درست به جای تصویرهای غلط مستلزم مرور در گذشته است . گذشته ای که تصویرهای غلطی همچون ترس , نگرانی و نفرت در آن شکل گرفته اند حتی اگر این مرور برایتان ناخوشاند باشد برای یک بار هم شده دوباره به آنها توجه کنید .

 نیروی خالق درون : عزم کنید هر روز مدتی را مشخصا به منظور آرام کردن بدن و ذهن خود کنار بگذارید . اگر حاضر باشید روزی پنج تا ده دقیقه صبح , بعدازظهر و شب به تمرین برای فرا گرفتن تکنیک آرام سازی بدن و ذهن , اختصاص دهید ؛ جان جدیدی به خود خواهید دمید . و خواهید توانست آن نیروی خلاق درون خودرا در اختیار گیرید با سه بار تکرار در هر روز چنان برایتان آرامش یافتن و رها کردن افکار گوناگون عادت خواهد شد که خواهید توانست هر وقت بخواهید فورا بنشینید و آن را مرحله به مرحله انجام دهید .

 آرامش : آرامش داشته باشید زندگی و جهان را به خاطر افکارو اعمال دیگران برخود سخت نگیرید , کوشش نکنید پیش از اینکه فرداهایتان برسند همین امروز آنها را زندگی کنید .

 باید یا نباید : چند بار به خود گفته اید باید یا نباید ؟ نیروی سازنده درونی نمی تواند به طور مغناطیسی چیزها را جذب کند مگر اینکه با تصمیم گیری شما مغناطیس شود و شما باید این نیروی مغناطیس ذهن خود را در جهتی که می خواهید هدایت کنید . وقتی از نظر ذهنی و هیجانی در برابر خود می ایستید , نیروهای مغناطیسی خود را سردرگم , مات و حتی نابودمی کنیدوذهن وجسم بی جهت , فقط شرایط بی جهت و هدف فراهم می کند.اگر می بینید که نمی توانید تصمیم بگیرید احتمالا به این علت است که با اندیشه ها , عادت ها و خواسته هایی قدیمی دست به گریبان هستید که حتی وقتی ندای درونی می گوید آنها را کنار بینداز نمی توانید نیروهای پراکنده را مجددا سازمان دهی کنید .تصمیم بگیرید و مستقیم به جلو پیش روید . فقط دو راه دارید می توانید یا سعود کنید یا سقوط . اکنون لحظه تصمیم گیری است راهی برای خروج نیست , راهی برای بازگشت نیست هیچ راهی جز راه جلو وجود ندارد

از خود واقعی درونتان دستور بگیرید از دستورات آن پیروی کنید هر چقدر که در لحظه کنونی مشکل باشد از کسانی که به آنها بدی کرده اید معذرت خواهی کنید همه خشم ها و نفرت ها ی گذشته را بزدائید ذهن خود را ازترسها و موانع گذشته پاک کنید تا مجرائی برای افکار خوب شود و بتواند به شما کمک کند چیزهای خوب را به خود جذب کنید .

تصمیمات زاده شجاعت است و شجاعت از ایمان به خود و نیروی خدایی درون حاصل می شود .

 دشمن شماره یک شما : فکر می کنید چه کسی یا چیزی دشمن شماره یک شما است؟ آن دشمن ترس است بیشتر ترس های شما از کودکی به جا مانده است اگر می بینید از برخورد و رویارو شدن با موقعیت هایی که در زندگی تان پیش می آید می هراسید و اجتناب می کنید دلیل آن ترسوتر بودن شما نسبت به افراد دیگر نیست ؛ بلکه تنها دلیلش این است که شما کنترل کمتری بر هیجانات خود دارید . وقتی ترس بر شما غلبه می کند خود را چه جسمانی و چه روانی آسیب دیده تصور می کنید و ضمیرناخودآگاه تان که بر اساس این  تصویر عمل می کند سبب می شود سوژه مورد ترس اتفاق افتد . هربار که بگذارید این ترس بر شما مسلط شود بیشتر به آن اجازه داده اید تا در اختیارتان گیرد علاوه بر این تصویر ترس در شما قوی تر می شود و ضمیر ناخودآگاه تان اجازه می یابد تا تصویرهای نا خوشایند را در زندگی خارجی شما به حقیقت تبدیل کند .

نخستین گام : نخستین گام برای راندن ترس از ضمیر خود رویارو شدن با آن است اگر این ترس را با دقت بررسی کنید ذهن هوشیار شما اختیار را به دست می گیرد اما هنگامی که ترس بر شما مسلط باشد , بندرت امکان دارد که بتوانید احساس های هیجانی را در اختیار بگیرید زیرا واکنش هیجانی بسیار قوی است . بیندیشید که بایستی چگونه واکنش نشان میدادید آنگاه تصویری ذهنی از خود ایجاد کنید که در آن بر ترس ها فائق آمده اید و همان کاری را می کنید که ذهن هوشیار شما دستور می دهد .

 نیروی حیات بخش : ایمان تنها یک کلمه نیست بلکه نیرویی است قطعی , حیات بخش , توانا کننده و دارای قدرتی پویا که شرایط را جذب می کند و افراد را به جنبش و عمل وا می دارد عمل کنندگان جهان همه با ایمان به حرکت درآمده اند .

 ایمان سرچشمه موفقیت است

اگر ایمان و اعتماد به نفس هردو برای شما کار کند هرگز شکست نمی خورید با به کار گرفتن نیروی ایمان می توان کارهایی کرد که شبیه معجزه اند همه اختراعات بزرگ فقط حاصل ایمان هستند اندیشه های خویش و توانایی عملی کردن آن اندیشه ها را باور کنید فراموش نکنید که نیروی سازنده شما تا هنگامی که به آن ایمان نداشته باشید عمل نمی کند .

 رسیدن به خواسته های درونی :  شما در دوره تصویر و صوت ماشینی و الکترونیکی به سر می برید فضای اطراف شما پراست از امواج رادیوئی و تلوزیونی علاوه بر آن امواج فکر نیز ما را احاطه کرده است . ذهن شما در تمام مواقع چه در بیداری و چه در خواب نسبت به چیزهایی که در اطرافتان رخ می دهد به طور خودآگاه و ناخودآگاه واکنش نشان می دهد و خود به خود بر شما تأثیر می گذارد پس ذهن ناخودآگاه هیچ مقاومتی نشان نمی دهد و با تکرار اندیشه های خویش می توانید آنها را در ذهن خود پایدار سازید .دو روش موثر وجود دارد که می توانید برای تقویت آنچه تصویر می کنید آنها را مورد استفاده قرار دهید و هدف های خود را در ذهن مشخص و روشن کنید :

1-  با کلماتی روشن و گویا هدف خود را روی کارت های کوچک بنویسید و آنها را همیشه در دسترس داشته باشید تا بتوانید به آسانی به آنها مراجعه کنید .

2-  خواسته ها و اهدافتان را به صورت سخنان یا بیان های مشخصی روی نوار ضبط کنید و این سخنان را در فراغت های مختلف گوش کنید تا با صدای خودتان آن اهداف به شما تلقین شود اکنون شما وسائل دیداری و شنیداری در اختیار دارید . منظور این نیست که همیشه هر جا هستید با خود حرف بزنید یا به خود نامه بنویسید بلکه مطرح شدن اندیشه ها در ذهن تان مهم است با شکل گرفتن تصویرهای ذهنی جزئیات آرزوها و خواسته هایتان را بیشتر کنید .

همیشه قدرت موثر تکرار را به یاد داشته باشید البته تا وقتی نپذیرید که تک تک جزئیات آنچه می خواهید باید در فکر شما تصویر شود و آنجا بماند تا به حقیقت بپیوندد . نوشتن آرزوها و اهداف معنی ندارد . روش دیگر آن است که پاکتی بزرگ تهیه کرده روی آن بنویسید خواسته های من و برگه هایی را که روی آنها خواسته ها و تغییرات مورد نظرتان نوشته شده در آن بگذارید , می توانید در طی روز یا شب مدتی را به مرور و اندیشیدن به آنچه صمیمانه و صادقانه نوشته اید اختصاص دهید هر یک را بررسی کنید و ببینید آیا پیشرفتی به سوی هدف صورت گرفته است وقتی هدفی حاصل شد , پرونده آن موضوع را ببندید و به سراغ هدف دیگری بروید و بدین ترتیب پیوسته در مسیر رشد و کمال باشید .

این فرایندی بی پایان با شکوه و رضایت بخش است با نوشتن بیانیه های شجاعت , ایمان و اطمینان به خود ترس را از زندگی تان بزدائید گفته ها را روی نوار ضبط کنید و به آن گوش دهید . کلماتی را که نوشته اید بلند بخوانید و به صدای خود گوش کنید . می دانید و باور دارید که چیزهایی خوب اتفاق خواهد افتاد همه ترس ها و افکار نگران کننده را دارید از ذهن خود خارج می کنید . می دانید که اگر اجازه دهید این چیزها بمانند,فقط یک شرایط ناخوشایند را برای شما به ارمغان خواهند آورد .

در ذهن خود فیلتری قرار دهید و پیش از اینکه افکار ناراحت کننده و ترس ها آسیبی برسانند جلوی آنها را بگیرید . از خیالپردازی دست بردارید , شک های خود را ازبین ببرید دست به کار شوید سعی کنید خواسته های خود را بنویسید یا ضبط کنید یا هر دو کار را انجام دهید.

 آفریدن آینده :پیش از آنکه بتوانید آنچه را می خواهید به کمک ذهن خود بدست آورید باید بیشتر درباره نحوه کار ضمیر ناخودآگاه خود بدانید ضمیر ناخودآگاه شما تصویرهای ذهنی احساس ها و تجربه هایی را که داشته اید برای استفاده در آینده ذخیره می کند احساس شما درباره افراد یا چیزها و وقایع در ضمیرناخودآگاه شما ذخیره می شود ترس ها و نگرانی ها و افکار خوب همه باهم در آنجا هستند , وقتی افکار خوب در ذهن خود مطرح کنید آنها نیز افکار خوبی را که پیشاپیش در بایگانی ذهن شماست فعال خواهند کرد این به عهده شماست که از ضمیرناخودآگاه به نفع خویش بهره بگیرید نه به زیان خود . قدرت خداداد درون ما خزانه عظیمی است که منابع سرشار دست نخورده ای در آن باقی است به خود بیاموزید که از شم خود و از هدایت و ادراکات فراحسی خود پیروی کنید .

اگرنیروهای عالی خود را باور کنید . اگر ایمان داشته باشید آنها در خدمت شما خواهند بود 

 اگر برخود تأثیر مناسبی بگذارید خواهید توانست بر دیگران نیز تأثیر مناسب بگذارید

 

با تشكر از وبلاگ كوئستيها

نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه 1386/01/22 ساعت 10 قبل از ظهر | لینک ثابت |

زندگي مثل يك نردبان است . براي صعود به پله بالاتر بايد پله اي را كه در آن هستيم محكم كنيم . آدمهاي مختلف با روشهاي مختلف با اين پله ها كنار مي آيند .

  • من از اين پله متنفرم و مي خواهم روي پله ديگر باشم و اينجاست كه درجا مي زند.
  • من نردبان او را مي خواهم ! اين حسادت است .
  • حالم از اين نردبان بهم مي خورد و مي خواهم پايين بپرم . ( اسمش خودكشي است .)

هر وقت در پله اي ماندني شديد بجاي اينكه به خود بگوييد : پس زندگي كي آسانتر مي شود ؟ از خود بپرسيد جاي پايم را در كدام پله محكم نكرده ام . زيرا هيچ وقت زندگي آسان نمي شود بلكه بايد ياد بگيريم كه با زندگي بهتر كنار بياييم . از همان لحظه اي كه قرارداد زندگي در سياره زمين را امضاء مي كنيم ، مكلف به گذراندن مدرسه زندگي مي شويم و تا وقتي كه نفس مي كشيم كلاسهاي اين مدرسه داير و پابرجاست . ما از راه دور به زندگي ديگران نگاه مي كنيم و به نظرمان مي رسد كه آنها بر جاده اي هموار گام برمي دارند در حالي كه همان آدمها هم درگير مشكلات خاص خودشان هستند . آدمها به خوشبختي همچون تصويري دور و دست نيافتني نگاه مي كنند ، مثل گمشدگان در يك كوير بي آب و علف در دوردستها سرابي مي بينند و مي گويند كه اگر بتوانم به آنجا برسم و ، اينگونه آدمها به خود مي گويند كه : ما فعلا نمي توانيم خوشبخت باشيم چون داريم حمام را تعمير مي كنيم ، فاميلها مي خواهند براي اطراق بيايند و پس قرار خوشبختي موكول مي شود به آينده !

نتيجه : وقتي مردم چيزي از شما نمي پرسند معمولا معني اش اين است كه اطلاعات  نمي خواهند ! جهان هستي معامي صبور و با حوصله است . براي داشتن زندگي آرام بايد يه علائم هشداردهنده توجه كرد . در غير اين صورت يك ورشكستگي ، يك جدايي، يك حمله قلبي و يا يك تجربه سخت ديگر ، بدون ترديد در انتظارتان خواهد بود .

 

                                                     بر گرفته از سایت http://worldnlp.blogfa.com

نوشته شده توسط حامد در دوشنبه 1386/01/20 ساعت 11 قبل از ظهر | لینک ثابت |

انعطاف پذير باشيد . !

ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه همه چيز آن در حال تغيير است . فصلها مي آيند ومي روند ، تورم بالا و پايين مي شود ، آدمها استخدام و اخراج مي شوند . در درس زيست شناسي دبيرستان قانون “ انتخاب طبيعي “ يا “ انطباق در برابر تغيير “ را مي خوانيم . مثلا ياد مي گيريم كه اگر يك ساس سبز رنگ در يك زمين زراعي قهوه اي زندگي كند و رنگ پوستش را تغيير ندهد محكوم به فناست . ساس مي تواند جنگ و دعوا راه بيندازد ؟ : “ زمين زراعي بايد سبز باشد ، هميشه سبز بوده است /// “ ! اما نتيجه اين بحث و جدلها اين است كه بزودي اثري از آثار ساس در مزرعه باقي نمي ماند . قانون بي رحمانه و قاطعي است / “ تغيير كن يا بمير “ افسوس كه دبيران زيست شناسي به شاگردان خود  نمي گويند “ بچه ها اين درس زندگي هم هست ، انعطاف پذير باشيد / “ در دنياي يكپارچه امروز همه چيز در حال تغيير است و در اين زمينه حتي بزرگترين كارشناسان هم گاهي دچار اشتباه مي شوند . آنچه امروز درست است ممكن است فردا ديگردرست نباشد ، آنچه امروز به كار مي آيد ممكن است فردا ، كارآيي خود را از دست بدهد . تنها مفهوم ثابت دنيا “ تغيير “ است . صحبت از عادلانه بودن يا نبودن نيست . همه چيز در اين دنيا ، در حال حركت و دگرگوني است . اگر سه ماه به سفر برويد مطمئنا در بازگشت ، متوجه تغييراتي در فرزندان خود خواهيد شد و اين رسم زندگي است .

 

 انسانهاي خوشبخت و شاد نه تنها تغيير را مي پذيرند كه آن را به فال نيك میگيرند . آنها مي گويند : “ چرا بايد بخواهم كه پنج سال آينده ام ، درست همانند پنج سال گذشته ام باشد ؟

نوشته شده توسط حامد در دوشنبه 1386/01/20 ساعت 11 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 

۱_ سطح به آگاهي رسيدن

2 _ ساختار آگاهي (عمل كردن به آگاهي)

3 _ سم آگاهي 

هر انسان داراي سطحي به نام سطح آگاهي يا سطح اطلاعات است. يعني اينكه من از شما مي پرسم مطلب فلان روزنامه خوب بود يا بد ؟ بله اين يك حجم اطلاعات است كه به شما منتقل شده و بدرد كسي نمي خورد يعني اطلاعات شما از صفر تا 10 درجه بالا رفته است. اين يك آگاهي است. آگاهي به تنهايي بدرد نمي خورد مگر در سطح دوم يعني سطح عمل به آگاهي يا ساختار عمل قرار بگيرد. يعني انسان آگاهي برتر وقتي موفق است كه اگر 10 تا ميداند به همان 10 تا عمل كند. يك كتاب بخوانيد و به آن عمل كنيد بهتر است كه 100 كتاب بخوانيد و به هيچكدام عمل نكنيد. دانستن خالي بدرد نمي خورد. از شما سوال مي كنم: تجربه بهتر است يا عمل؟ حتما مي گوييد تجربه. چون تجربه، علم همراه با عمل است. گفتن اينكه من مي دانم بدرد نمي خورد چون همه مي دانند. كسي نياز به نصيحت و اطلاعات شما ندارد. نصيحت مربوط به زماني بود كه كتاب كم بود. آدم هاي باسواد و با معلومات كم بودند. يك نفر كه با سواد بود بي سوادها مي آمدند از اطلاعات آن با سواد استفاده مي كردند و پند مي گرفتند. اما الان آنقدر كتاب و تجهيزات وجود دارد كه احتياجي نيست كه كسي بگويد من مي دانم. آمار مي گويد: تمام اطلاعات يك انساني كه در قرن هجدهم ميلادي مي زيسته ( اطلاعاتي كه در تمام عمر جمع آوري كرده است) برابر است با حجم اطلاعات روزنامه نيويورك. يعني آنقدر حجم اطلاعات در عصر حاضر بالاست. ولي اين اطلاعات به درد ما نخواهد خورد مگر آنكه شما به آن عمل كنيد. كساني هستند كه سطح آگاهي آنها روي 10000 تا مي باشد. از همه چيز در هر زمينه اي اطلاعات فراوان و كافي دارد ولي چه فايده كه قادر به عمل كردن نيست بعد از مدتي اين آگاهي به علت راكد ماندن تبديل به سم آگاهي مي شود.

در عصر حاضر آنهايي كه همه چيز مي دانند ولي هيچ چيز نيستند چون عملكرد ندارند و كلاف سر گمند و زندگي خوبي ندارند چون هر دو سطح بايد برابر و متعادل باشند نه اينكه خيلي بداند و كم عمل كند و  يا اينكه هيچ چيز نمي داند و بيخودي دست به عمل بزند و در آن دست و پا بزند اين باعث دوگانگي و سر در گمي مي شود و به چند شخصيتي و دوگانگي مي رسد. سعي كنيد اطلاعات را قبل از اينكه به ساختار عمل برسانيد آن را ترور نكنيد و در مورد آن قضاوت نكنيد و قانون عدم داوري را پيشه كنيد و آن را بي طرفانه به اجرا بگذاريد و نتيجه را لمس كنيد و ببينيد آيا خوب بوده و يا بد؟

در دنيا انسانها به سه گروهند:

1- انسانهايي كه فقط افكار خوب دارند اين انسان ناموفق است چون عمل ضعيفي دارند. گروهي ناموفقند.

2- انسانهايي كه فقط عملكرد دارند يعني سعي و تلاش زيادي دارند و خودشان فكر نمي كنند مثل كارگران اين گروه هم ناموفق و محكوم به شكستند.

3- انسانهايي هستند كه افكاري خوب همراه با اعمال سعي و پشتكاري خوب دارند. هر دو مورد را دارند. اين افراد موفق هستند اگر اين دو سيكل در موازات هم حركت كنند غوغا خواهند كرد.

سعي كنيد در گروه سوم قرار بگيريد.

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه 1386/01/16 ساعت 10 بعد از ظهر | لینک ثابت |
اين اصل به ما مي گويد: اعمال فعلي اطرافيان، تاثير و اثر اعمال قبلي خود ماست. يعني اگر امروز به ما احترام مي كنند چون در جايي روزي ما احترام گذاشته‌ايم و اگر بي احترامي مي بينيم چون در جايي بي احترامي انجام داده‌ايم. اگر كسي با شما برخورد بد دارد شايد بگوييد او ديوانه است. نه اينطور نيست به قول معروف سر خودتان را شيره نماليد. پس چرا با بقيه اينطور رفتار نمي كند اگر با بقيه هم اينطور رفتار مي كرد بعنوان ديوانه او را بستري مي كردند. ولي اينطور نبوده و اگر با تو رفتار بدي دارد چون  روزي تو برخورد بد انجام داده اي. غير از خودت ديگران آينه اعمال تو هستند و اين يك واقعيت است .             
نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه 1386/01/16 ساعت 10 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

۱- امواج مثبت: انسان فطری مثبت بوده و دارای امواج مثبت می باشد. بطور مثال: بچه پاک و معصوم بوده و کاملا مثبت است و دارای او را پاک و جذاب میباشد. اگر از اورا یا هاله بچه عکس بگیریم؛ می بینیم که پاک و مثبت است برای همین جذاب است. بچه هر چقدر که زشت باشد باز هم جذابیت دارد و این بخاطر اورای پاک اوست. پس فطرت تمام انسانها پاک و مثبت است. خداوند در قرآن می گوید:" من از روح خود در انسان دمیدم ."

2- امواج ماند یا منفی: ( شیطان ) موج روحی و روانی منفی ماند نام دارد که این نام از مکتب راه هندو گرفته شده است و از محیط دریافت میشود. ماند مخرب روح و روان است و روح و روان را آزار میدهد که به دو دسته یکی مستقیم و دیگری غیر مستقیم تقسیم می شوند.

ماند مستقیم: هر چیزی را که در کتب الهی؛ اخلاقی و اجتماعی انسان را نسبت به آنها آگاهی داده اند. مثل: دروغ گفتن ؛ غیبت کردن ؛ دزدی کردن ؛ سرقت و تجاوز کردن  به حقوق دیگران و غیره .....

ماند غیر مستقیم: هر چیزی که با انسان برخورد کند و روح و روان انسان را مورد تخریب قرار دهد از طریق محیط. مانند: مسخره کردن؛ دست انداختن دیگران؛ حتی دیدن زباله؛ قطع کردن درخت و غیره ......

هر یک از این امواج منفی بصورت لایه رسوبی شکل روی اورای بچه را می پوشاند و هر طبقه لایه رسوبی باعث می شود که انسان فاصله بیشتری از خداوند بگیرد. لایه ها زیاد می شود و انسان را و نیروی مثبت اولیه او را محصور می کند و دیگر آثاری از موفقیت؛ تکامل و آرامش نمی بیند.                                                               

و اما تكنيك يك دقيقه اي امروز :

مزن بي تأمل به گفتار دم        نگو گوي اگر دير گويي چه غم

تفكر مثبت

 تمام افراد مجهز به سيستم ورودي و پردازش و خروجي هستند. هر انساني، نقشه اي ذهني و مخصوص به خود از جهان دارد. ما به دليل وجود فيلترهايي كه بعضي از آنها را خودمان مشخص کرده ايم و بسياري از آنها در اثر عادت- تلقين- وراثت- محيط- تربيت- باورها و ... شكل گرفته است، دنياهاي متفاوتي را تجربه مي كنيم. هر كسي دنياي مخصوص به خود را از دريچه ذهني خود مي بيند. الزاماً ورودي هاي يكسان خروجي هاي يكساني را باعث نمي شود. انسان ها قدرت دارند كه فيلترهايي در مسير ورودي ها قرار دهند تا با تغييري در معني ها و محتواها و زمينه ها، فضاهاي متغير و هدفمندي براي سيستم پردازش ايجاد نمايند. فيلترهايي را كه براي ورودي‌ها بكار مي گيريد بايد مثبت و سازنده و خلاق باشد. به خاطر داشته باشيد كه اعمال ما نشأت گرفته از افكارمان هستند براي ايجاد هرگونه تغيير در عمل ابتدا بايد تغييري در شيوه تفكر صورت گيرد.

 بايد ياد بگيريم چگونه مي توان جهان اطرافمان را به يك مفهوم و ادراك و تجربه خاص تبديل كرد و اين موضوع ظاهراً از طريق ورودي هاي حواس پنجگانه صورت مي گيرد بنابراين فيلترها براي مديريت بر اين ورودي ها الزامي است و يكي از مهمترين دستاوردهاي فن نيز همين استاز طريق متفاوت انديشيدن متفاوت رفتار خواهيد كرد و به نتايج متفاوتي نيز خواهيد رسيد. تفكر مثبت يعني هنر استفاده بهينه از هر شرايطي با توجه به مديريتي كه بر انديشه خواهيد داشت مي توانيد پيامهاي هر پديده را دريافت كنيد. تفكر مثبت يعني توانمندي در درك پيام هاي طبيعت و انسان ها و بطور كلي عالم هستي .

 به خاطر داشته باشيد كه " و سخر لكم ما في السماوات و ما في الارض"

يعني اي انسان آنچه در آسمان ها و زمين است براي شما تسخير شده است بنابراين با توجه به نظام حكيمانه هستي و توجه به اين نكته كه هيچ چيزي عبث نيافريده شده است و با توجه به اين نكته كه انسان قرار است خليفه خدا شود.

مي توان دريافت كه حتماً تمام اين عالم حامل پيامي براي ماست. هيچ پديده اي تصادفي نيست ما بايد هوشيارانه سهم خود را برداشت نماييم. تفكر مثبت به معناي خوشبين بودن افراطي به همه چيز نيست بلكه عين واقع بيني است. با تفكر مثبت مي توان از هر پديده اي تجربه اي آموخت و درسي گرفت. تك تك لحطات و هر آنچه در اطرافمان مي گذرد مي توان معلم و مربي ما باشد.

ز قرص ماه رخشيدن بياموز              ز دست ابر بخشيدن بياموز

صفا از قطره هاي پاك شبنم              ز جام لاله خندیدن بیاموز

بخوان در چهر گل آيات پاكي              ز بلبل عشق ورزیدن بیاموز

سرافرازي ز كوهستان فراگير             ز موج  بحر جنبيدن بياموز

ز چشم اختران شب زنده داري           ز دور چرخ گرديدن بياموز

سكوت از تيره شبهاي دل انگيز           ز ظلمت راز پوشیدن بیاموز

اميد    زندگاني     از  بهاران         ز چشمه سار جوشيدن بياموز

ز مرغان نغمه تسبيح  بشنو               ز دريا آسمان ديدن   بياموز

جمال آفرينش را ز صد شوق          چو شهنازي پرستيدن بياموز

 

 هنر تجربه اندوزي عقل اكتسابي انسان را تقويت مي كند. در كلام معصوم (ع) آمده است كه عقل يعني حفظ تجربه ها. هر شب قبل از خواب تجربيات روزانه خود را مرور نماييد و ترجيحاً يادداشت كنيد. بهترين معلمان ما تجربيات گذشته ما هستند. تجربه رويدادهايي نيست كه با آن برخورد مي كنيم، بلكه تجربه برخوردهايي است كه با رويدادها داريم. براي استفاده بهينه از لحظه ها بايد ياد بگيريم كه در هر واقعه قسمت مثبت و زيبايي وجود دارد كه بايد آن را كشف كرد. انسانهاي عاقل كساني هستند كه در برخورد با موقعيتها، موضع گيري هاي مناسبي دارند. تصميمات سرنوشت سازند نه شرايط. امكانات و موقعيتها فقط زماني كارساز خواهند بود كه موضع گيري مناسبي اتخاذ شود. پس بدون موضع گيري صحيح امكانات و نعمتها به تنهايي نمي تواند باعث حركت و رشد انسان شوند بلكه ممكن است موجب غرور و تكبر و عجب و بخل حرص حسد شود. بهترين زاويه نگاه به يك پديده را شناسايي كنيد و سپس با پديده يا موقعيت برخورد نماييد. از همين الآن تصميم بگيريد نگرش خود را نسبت به دنياي اطراف تغيير دهيد تا زندگانيتان تغيير كند.

در دل سختي ها و همراه با آنها آساني وجود دارد.  "ان مع العسر يسرا"

 آنچه اهميت دارد هنر زيبايي شناسي است در هر جلوه اي از اين عالم مي توان زيبايي نسبي مربوط به آن را شناخت و از آن بهره برداري نمود. موسيقي متن زندگي خود را خودتان بنواريد. تحليل و تركيب وقايع مهم است نه فقط برخورد و پشت سر گذاشتن آن. يكي از دستاوردهاي بسيار مهم تفكر مثبت هنر شكرگذاري است. شكر يعني شناخت منعم، شناخت نعمت و استفاده صحيح از نعمتها  بكار گيري هر چيزي در جاي خودش يكي از نشانه هاي شكر انسان نسبت به خداست. درك مسووليت در مقابل نعمتها نشانه شكر است. توجه به اين موضوع كه نعمتها بازدهي لازم دارند و مصرف هر نعمت نيز باید در بهترين راه و مطمئن ترين شكل صورت گيرد، باعث شكر گذاري مي شود و نتيجه آن افزايش بهره وري فردي است.

از ارسال كليه پيامهاي منفي- ويروسي و زهر آلود - به ذهن خود جداً خودداري كنيد  ده روز روزه فكري بگيريد. در معاشرتها و انتخاب دوستان خود دقت كنيد. در دوراني كه مشغول بازسازي ذهني خود هستيد نسبت به گفتار و كردار خود مراقبت بيشتري داشته باشيد. به داراييهاي خود از زاويه اي بنگريد كه امام حسين در دعاي عرفه و امام سجاد در مناجات شعبانيه و امام علي (ع) در دعاي كميل به آن توجه كرده اند. در واژگان محاوره اي خود تغييراتي جدي ايجاد كنيد

هر كلمه يا عبارت حامل يك بار مثبت و منفي است كه خودتان نيز آن را تشخيص مي دهيد. از كلمات و واژه ها و الفاظ و عبارات و جملات و حالتهايي استفاده كنيد كه حامل بار مثبت هستند. حتي اهداف خود را نيز با عبارات مثبت مشخص كنيد. به مثبتها خيره شويد و به منفي ها نظر كنيد. عادت كنيد دوربينهاي خود را در محل هايي نصب كنيد كه بهترين زاويه ديد را داشته باشند. اگر بنا داريد تغييري در جايي ايجاد كنيد ابتدا بايد زمينه سازي درستي صورت گيرد و بهترين راه براي زمينه سازي مناسب تغيير دادن افكار و نگرشها و طرز تلقي ها است. فقط آن چيزي را كنترل كنيد كه از جانب شما قابل كنترل است و اجازه دهيد ساير چيزها در مسير خود حركت كنند.

 خدايا آرامشي عطا بفرما تا آنچه را كه تغيير ناپذير است بپذيرم.

شهامتي عنايت بفرما تا آنچه را كه تغيير پذير است تغيير دهم.

و خردي عطا كن تا فرق ميان اين دو را نيز بفهمم.

امام صادق (ع) مي فرمايد: در هرچيزي كه اتفاق مي افتد براي صاحبان خرد و عبرت گيرندگان درس و پيامي نهفته است.

رسول اكرم (ص) مي فرمايد: در زندگي شما نسيمهايي مي وزد كه كه از جانب خداست آگاه باشيد كه خودتان را در معرض دريافت آن نسيم ها قرار دهيد.

به دنيا بگونه اي نگاه كنيد كه در شما حركتي ايجاد كند.

امام علي(ع) در نهج البلاغه مي فرمايد: دنيا و آنچه در آن است مثل خورشيد است.

اگر با  آن به اطراف نگاه كني باعث نورانيت و بينايي مي شود اما اگر به آن نگاه كني كور مي شوي.

به خاطر داشته باشيد ما در مقابل هر نعمتي كه نصيبمان مي شود بدهكار مي شويم. اگر شرايطي ايجاد شود كه به خاطر وجود نعمتهايمان براي كسي كاري انجام دهيم آن هم در صورتي كه بتوانيم كارمان را درست انجام دهيم شايد از بدهكاري كاسته شود بنابراين وقت نداريم.

 اي قوم به حج رفته كجاييد كجاييد            معشوق همين جاست بياييد بيايد

 ده بار از آن راه بدان خانه برفتيد               يك بار از این خانه بر این بام برآیید  

 يكي از بهترين راههاي رسيدن به تفكر مثبت اين است كه از سوالات پر قدرت و انرژي بخش و زاينده و پويا استفاده كنيم.

مثال: در برخورد با هر پديده بگوييد:

- اين پديده چه پيام مثبت و سازنده اي براي من دارد؟

- در اين لحظه بهترين كاري كه مي توانم انجام بدهم چيست؟

- چگونه در لحظه دست به عمل بزنم كه در آينده احساس پشيماني نكنم؟

- چه درسهايي مي توانم بگيرم؟   

- از كدام زاويه نگاه كنم كه ديگران نگاه نكرده اند؟

- جنبه هاي ناشناخته اين موضوع چيست كه مي تواند به من كمك كند؟

- خدايا چگونه تو را شكر كنم كه ذهنم را متوجه ياد خودت كردي؟

 

 واژه الحمد ا... رب العالمين را به عنوان جلوه كلامي و رفتاري براي شكر گذاري زندگي خود جاري كنيد.

 براي هر موضوعي كه اتفاق مي افتد، بگرديد و معنايي پيدا كنيد.

از خودتان سوال كنيد:

- اين موضوع در چه شرايط ديگري جنبه متفاوتي پيدا مي كند؟

- اين موضوع براي چه كساني خيلي خوشحال كننده است؟ 

- چه افرادي همين الآن منتظر وقوع اين رويداد بودند؟

با طرح سؤالات خلاق و موثر مي توان مسير فكري را در يك لحظه تغيير داد و با اين تغيير مي توان روحيات را کنترل نمود.

 براي مثبت شدن بايد از خود شروع كنيد.

از عبارات و كلمات تاكيدي مثبت استفاده كنيد و روزانه چندين مرتبه آن را تكرار نماييد.

 

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه 1386/01/16 ساعت 10 بعد از ظهر | لینک ثابت |
در خصوص امواج ماند يا دو موج روحي رواني؛

انسانهاي دنيا از لحاظ رفتاري به 4 گروه تقسيم مي شوند :

1 _امواج منفي ديده منفي برداشت مي كند و امواج منفي مي دهد.

منفي                              منفي

..............................................>

مثال : در مقابل عمل و موج منفي عمل و موج منفي مي دهد ( چرا فحش مي دهي ؛ چون فحش داده)

2 _ امواج مثبت ديده مثبت برداشت مي كند و امواج مثبت مي دهد .

مثبت                               مثبت

............................................. >

مثال : در مقابل عمل و موج مثبت؛ عمل و موج مثبت مي دهد ( چرا شام دعوت مي كني؛ چون شام دعوت كرده بود و چرا احترام مي كني، چون قبلا احترام گذارده بود).

3 _ امواج منفي ديده، منفي برداشت مي كند و امواج مثبت ميدهد

منفي                                  مثبت

................................................. >

( گفت ادب را از كه آموختي گفت از بي ادبان. )

4 _ امواج مثبت ديده، منفي برداشت مي كند و امواج منفي ميدهد

مثبت                                  منفي

..................................................>

مثال : در مقابل عمل و موج مثبت، عمل و موج منفي مي دهد در مقابل همه چيز و همه كس منفي عمل مي كند. اين گروه منفي گرايانند كه بايد از آنها دوري و فاصله گرفت.

گروه4 مردود محسوب مي شوند. افرادي كه منفي گرا بوده و بار منفي گران و سنگيني با خود حمل مي كنند و ما بايد سعي كنيم كه ماند را در اطرافمان شناسايي كنيم و با آن مقابله كنيم و سد شناسايي و آگاهي ماند را بايد تقويت كنيم.

دو روش براي مقابله با ماند غير مستقيم توصيه مي شود:

1 _ از در عشق و دل وارد شدن ( همانطور كه سعدي مي فرمايد: سخني كه از دل برآيد  لاجرم بر دل نشيند.) يعني در مقابل منفي احساسات مثبت، مثبت داده تا تاثيري شايسته را ببينيم. شايد شما با خود بگوييد كه ما در مقابل فلان كس يا موضوع منفي نداده و تحمل كرديم ولي دوباره منفي ديديم. اين چه اصليست؟ خير شما در مقابل منفي مثبت داديد اما با احساسات و عواطف منفي يعني اداي مثبت را در آورده‌ايد و اين خلاف اين اصل است پس قبل از دادن امواج و عمل مثبت، احساسات و عواطف را بايد مثبت كرد و سپس عمل مثبت را انجام داد.

2 _ رد كردن ( ماند را با زيركي و درايت رد كرده و اثرات منفي آن ا دريافت نكنيم  و آنها را از خود دور كنيم. مثل حرف توي حرف آوردن يا توجه نكردن _ سكوت كردن _ سر راه هم قرار نگرفتن _ ايجاد حساسيت نكردن _ چشم گفتن _ چشم پوشي كردن از بعضي حقايق و واقعيتهاي زندگي و غيره .......

هدف ما از اين پس اينست كه:

1 _ تقويت قوه آگاهي و سد شناسايي ماند و امواج ماند تازه اي دريافت نكنيم.

2 _ خود نيز امواج ماند آزاد نكنيم، در اين صورت است كه پس از  مدتي به تطهير و پاكيزگي روح خواهيم رسيد.

در مورد سر راه قرار نگرفتن فراموش نكنيد در ارتباط هاي بلند مدت با همنوعان و پدر و مادر و فرزندان، نبايد ايجاد حساسيت كنيد. مثلا مرتب به فرزندانتان نگوييد درس بخوان، در گفتن اين حرف حق تكرار آن فايده اي ندارد. مثلا " سيگار نكش يك حرف حق است و درست است ولي يكبار گفتن آن كافي است دو بار گفتن اضافي است  سه بار گفتن گناه است. ( سيگاري هاي عزيز خوشحال نشن يه جاي ديگه حسابشون رو مي رسم، صبر كنيد ). آمار نشان داده است كه اگر به اين خانم يا آقا اين قدر گفته نمي شد سيگار نكش، سيگار را ترك مي كرد. ولي از بس گفته شده است لج كرده است و هنوز دارد سيگار مي كشد تا حالا كه مشكل ريه پيدا كرده است (كه ديگر جاي هيچ پشيماني نيست !!!!! )ما نوادگان آدم و فرزندان نوح هستيم و هنوز هم جمعيت فعلي جهان از قوم نوح هستند و قوم نوح در سر سختي و جهالت در پذيرفتن دانش معروف بودند. پس از تبادل ماند در محيط كار و منزل بايد بكاهيم. يعني اگر ما تا بحال 10 لايه ماند براي خود درست كرده ايم، سعي مي كنيم كه ماندهاي ما به 11 تبديل نشود و ديگر ماند آزاد نميكنيم و ماند هم نمي گيريم. بنابر اين بعد از مدتي يك لايه ماند ما پاك مي شود و پس از مدتي به تطهير و پاكيزگي روح نزديك خواهيم شد.

انشاءالله  .....

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه 1386/01/16 ساعت 10 بعد از ظهر | لینک ثابت |

اين متن برگرفته از دوره تكنولوژي فكر استاد عزيزم آقاي دكتر آزمنديان مي‌باشد

اصل اول: تغيير در واژگان:

بجاي اينكه بگويي من شكست خوردم ، اگر بگويي من تجربه ي مهم و ارزشمندي دارم ، اين كلام بتو روحيه مي دهد. منتظر تشويق و روحيه دادن ديگران نباش. خودت دم دست ترين كسي هستي كه دور و بر خودت پيدا مي شي. از خودت استفاده كن. نگو ‹من مشكل دارم›. بگو ‹به پاي يك پله رسيدم.› (بجاي سشوار بگوييم: دمش گرم فقط براي اينكه مسايل را خيلي جدي نگيريد!)

اصل دوم: نگاه كنجكاوانه:

به مسأله از بالاتر از افقهاي كوچك بنگرید. بچه اي بادكنكش تركيد. زار ميزد كه واي دنياي من به پايان رسيد و خوشيهايم تمام شد. هرچه بهش ميگفتم بيا اين پول برو يكي ديگه قشنگترش رو بخر ميگفت: ‹ نه، اون بادكنك خودم بود. با گريه ميگفت: آخه چرا تركيد..هــــه..ه...ه...چرا تركي ي ي ي د....› ديدم دايره ي نگاهش كوچك است. همان لحظه به خودم نگاه كردم و گفتم : ‹ نكنه مسايل من به ديد ديگري تا اين حد كوچك و قابل حل است؟ نكنه افق نگاهم را بتوانم گسترش بيشتري بدهم. نكنه انسانهاي بزرگ دائما در حال گسترش نگاهشان هستند؟

اصل سوم: اعتماد بنفس:

يعني بدانيم كه در لابلاي مردم، ما هم كسي هستيم براي خودمان. لزومي ندارد هر كاري كه ديگران مي كنند ما تبعيت كنيم يا اگر كاري را كرديم هي با ديد حقيرانه نگاهش كنيم و بگوييم كه : ‹ ببين ملت چي ميسازن، ما چي ساختيم!› و خودمون رو تحقير كنيم. بدانيم كه خدا نگاهي ويژه بما دارد

اصل چهارم: من يك وكيل مدافع خوب دارم كه اسمش خداست.

البته بعضيها بهش ميگن طبيعت. اما براي من اسمها خيلي جدا كننده نيستند. بزرگترين فرق تو با ديگري اينست كه تو خدا را بگونه اي ديگر باور كرده اي. باور كن گزندي از او بسوي تو نمي رسد زيرا او پروردگاري عقده اي نيست. همه مي دانند كه مهربان است. خدا ترا در مقابل هر گزندي محافظت مي كند. انسانهايي لذت ميبرند كه بتوانند بگونه اي ديگر اعتماد كنند

اصل پنجم: احساس شخصيت

وقتي جواب سوالي را ميگيري و مساله اي را حل كني احساس شخصيت در خود تقويت كرده اي. براي حل مسايل هرگز نگو: ‹چرا اين مساله پيش آمد؟›. بجاي اين سوال عادت كن كه بگويي:‌ ‹چگونه اين مساله را حل كنم؟› تنها در اينصورت است كه ضمير ناخودآگاهت در كائنات براي حل سوال تو راههاي متفاوتي را بنزد تو مي آورد آنهم از انواع بهترين راههاي موجود براي شرايط خاص تو. اما اگر سوال اولي را بپرسي كه «چرا اين مساله برايم پيش آمد؟»، ضميرناخودآگاهت ميگردد اما چون به جوابي نميرسد و نقصي در كارهايت نمي يابد بالاخره پاسخ مزخرفي برايت مي آورد كه : ‹ خر تو از كره گي دُم نداشت بدبخت! ›. و خدا نكند چنين مزخرفاتي را باور كني

اصل ششم : سوالات طلائی:

سوال۱:اين رخداد چه پيام مثبتي براي من دارد؟

مثلا جنازه ي عزيزي وسط اتاقه. تو نبايد احساس بدبختي كني. بگو اين رخداد چه پيام مثبتي براي من دارد؟ جواب اين سوال يكبار براي خودم اين بود: اين مرگ بمن ثابت مي كند كه من زنده هستم. پويا هستم و هنوز اميد دارم كه به آرزوهاي اصلي ام برسم. چون هنوز قلب من بسيار گرم است و در حال تپش.

سوال۲:چه نكته ي خوب و مثبتي در آنچه دارم هست؟

خواهرزاده ي من 5 سالش بود. جالب اينه كه بچه ها اين نكات را مي دانند و اجرا مي كنند ولي در بزرگسالي از ياد مي برند. او ماشين زرد كوچولويي داشت كه از آن خوشش نمي آمد و هميشه پرتش ميكرد. يه روز بچه اي از اقوام بهمراه خانواده ميهمان خواهرم بود و من هم آنجا بودم. اون بچه از همان ماشين زرد رنگ خواهرزاده ام داشت. نتيجه را خوب ميدانيد. خواهرزاده ام فورا رفت و از توي سطل آشغال ماشينشو آورد و شست و خشك كرد و بلند به همه ي مهمانها و من جمله اون بچه گفت: «من بهترشو دارم!» باور نمي كنيد ولي اين ماشين عزيزترين ماشين زندگي او شده. الان چند وقته كه در ايام تب، فقط با اون ماشين بازي ميكنه و واقعا لذت ميبره. اين ناشي از احساس شخصيتيست كه در پس اين ماجرا به او دست داده. نمي گويم كه چيزهاي اطرافمان را نگه داريم و هيچ چيز را از منزل بيرون نبريم وم با چيزهاي بهتر معاوضه نكنيم. نمي توانيم همه چيز را در منزلي شلوغ دوست داشته باشيم. منظور اين كلام اينست كه : بعضي چيزها را داريم كه دور جهان دنبالش مي گرديم.

سالها دل طلب جام جم از ما مي كرد........آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي كرد.

از وجود چيزهايي كه بدنبالشان ميگرديم اطلاع پيدا كنيم. حتما بعضي مواقع ديديد كه نمكدان جلوي چشمتان است، ولي داريد داد ميزنيد كه « مامان نمكدون كجاس؟»
اتفاقا بعضي مواقع بايد بخشيد . مثلا دكتر
وين داير مي گويد: « در كمد لباس تو لباسهايي هست كه سالهاست نپوشيده اي و عملا متعلق به تو نيست! آنها موانع رسيدن انعام جديدي از جانب طبيعت به كمد لباس تو هستند. اين لباسها را به نياز مندان بدهيد تا خدا به شما لباسهاي زيباتر عطا كند. كمد لباس خود را از چيزهايي كه متعلق به خودت است پر كن

سوال۳:بگو:

با يك سوال مي توانم بفهمم كه فورا بايد چه كنم تا اين مساله كه حل ميشود هيچ، به بهترين نحو حل شود. پس از خود ميپرسم: ‹ من فورا چه بايد بكنم كه اين مساله آنطور كه دلم ميخواهد حل شود؟

سوال۴:چه اقداماتي در ضمن حل اين مساله بايد انجام دهم تا ضمن حل اين مساله از عمليات حل لذت هم ببرم؟ 

وقتي چيزي را از خداي خود مي خواهي، اينگونه باور كن كه خدا آنرا بتو داد. توي پاشنه ي در است. بايد تا پاشنه ي در بروي و آنرا بياوري. اگر بروي به آن ميرسي، در صورتي كه كاهلي كني آن هديه را نخواهي يافت. (مام جعفر صادق)

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه 1386/01/16 ساعت 10 بعد از ظهر | لینک ثابت |

بدن ما از دو سلسله اعصاب فرمان می گيرد: سلسله اعصاب ارادی و سلسله اعصاب غير ارادی

مركز كنترل اعصاب ارادی در قسمتهای بالای مغز قرار دارد كه به آن ضمير خودآگاه می گويند. اين مركز فعاليتهايی مانند حرف زدن، دويدن، و ... را كنترل می كند و فعاليتهای اين مركز با فكر، انتخاب و تصميم همراه است. مركز كنترل اعصاب غير ارادی درقسمتهایپايينترمغزقرارداردوبرفعاليتهايی نظير گردش خون، هضم غذا و ... نظارت مي كند. فعاليتهای اين قسمت مغز كه به آن ضمير ناخودآگاه نيز می گويند، خارج از كنترل انسان انجام می شود. ضمير ناخودآگاه قدرت انتخاب و تصميم ندارد و فقط مدير اجرايی توانمندی است.

هر گاه عملی به صورت عادت و تكرار درآيد،‌ كنترل عصبی آن از قسمتهای بالايی مغز به پايين آن منتقل می شود. به عنوان مثال يك ماشين نويس در روزهای اول كار، برای تايپ صحيح كلمات نياز به تمركز كامل دارد ولی پس از تمرين فراوان،‌ اين توانايی را پيدا می كند كه در حال تايپ كردن، با شما صحبت هم كند. اين موضوع در مورد رانندگی نيز صادق است.

نكته جالب اينجا است كه هرگاه پيامی به صورت عادت و تكرار درآيد،‌ كنترل عصبی آن نيز از قسمتهای بالايی مغز به پايين آن منتقل می شود. اين پيام می تواند به صورت تصوير يا كلامی مثبت يا منفی باشد.

تك تك واژه هايی كه به زبان می آوريم يا افكاری كه در ذهن می پروريم، سبب ايجاد يك ارتعاش عصبی خاص در مغز می شود كه اين ارتعاش در اثر تكرار به لايه های عميق تر مغز نفوذ می كند،‌ در ناخودآگاه می نشيند،‌ آن را برنامه ريزی می كند و به صورت يك فايل به اجرا در می آيد.

فرض كنيد يك تخته چوب به پهنای ۲۰ سانتی متر را در ارتفاع نيم متری قرار دهند و از شما بخواهند كه از آن عبور كنيد. ضمير خودآگاه و ضمير ناخودآگاه شما به طور مشترك می گويند كه شما می‌توانيد طول اين تخته را به راحتی طی كنيد.حالا اگر همين تخته را در ارتفاع چهار متری قرار دهند و بخواهند كه از روی آن بگذريد، ممكن است به خودتان بگوييد من از روی همين تخته گذشته ام و بار ديگر هم می توانم از روی آن عبور كنم، ولی ضمير ناخودآگاهتان می‌گويد كه اين كار خطرناك است و ممكن است باعث افتادن و صدمه ديدنتان شود، ‌لذا هنگامی ‌كه اولين گام را روی تخته می‌گذاريد،‌ گامهايتان می لرزد،‌ سرتان گيج می‌رود و از ادامه حركت عاجز می شويد.

هرگاه بين ضمير خودآگاه و ضمير ناخودآگاه تضادی ايجاد شود،‌ ضمير ناخودآگاه پيروز خواهد بود. تفاوت شما و يك بندباز كه به راحتی روی يك طناب راه می رود اين است كه تصوير ذهنی‌ او از راه رفتن روی طناب در ارتفاع مثبت است و تصوير ذهنی شما منفی است.

آنتونی رابينز در كتاب "بسوی كاميابی" می نويسد:كارل والندا سالها با موفقيتی كم نظير، پروازهای مختلف هوايی را انجام داده بود و يك بار هم به عدم موفقيت فكر نكرده بود. فكر سقوط حتی در مخيله او نمی گنجيد.چند سال پيش، مكررا به همسرش يادآور شد كه خود را در حال سقوط هواپيما ديده است. پس از آن مرتبا منظره سقوط در نظرش مجسم می شد. سه ماه پس از اولين باری كه اين موضوع را به همسرش گفت،‌ هواپيمايش سقوط كرد و جان خود را از دست داد.بعضی ها ممكن است اين را يك اخطار غيبی بدانند. يك نقطه نظر هم اين است كه بگوييم وی به طور مداوم يك تصوير يا پيام منفی را به سيستم عصبی خود منتقل می كرد و در نتيجه روحيه ای پيدا كرد كه موجب سقوط وی گرديد. او با اين پيام، راهی تازه به مغز خود نشان داد و سرانجام،‌ مغز وی آن راه را رفت.

آنتونی رابينز در كتاب "بسوی كاميابی" می نويسد:"مل فيشر" هفده سال تمام مشغول تجسس قعر دريا به منظور رسيدن به گنج بود. سرانجام شمش هايی از طلا و نقره به ارزش چهارصد ميليون دلار يافت. از يكی‌از همكاران او پرسيدند كه چگونه اين گروه پس از اين همه مدت دلسرد نشد و به كار ادامه داد. او جواب داد كه مل می توانست در هر كسی‌ انگيزه و شوق به وجود آورد. او هر روز به خود و ديگران می گفت: امروز، روز نتيجه است و در پايان روز می گفت: فردا روز نتيجه است. اما فقط گفتن كافی نبود‌، بلكه كلمات را به گونه ای مناسب به كار می برد و لحن صدايش، با تصويری كه در ذهن داشت و با احساساتش هماهنگ می نمود. هر روز به خود روحيه می داد كه بتواند به عمليات ادامه دهد و سرانجام به پيروزی رسيد.

به گفته امرسون «هر عملی،‌ زاييده فكری است». اگر ارتباطی را كه با خود برقرار می كنيم تحت كنترل قرار دهيم و در خصوص خواسته های‌خود پيامهای مثبت به سيستم عصبی خود بفرستيم،‌ می توانيم هميشه نتايج مثبت و درخشان به دست آوريم، هرچند رسيدن به موفقيت، دشوار يا غيرممكن به نظر برسد. 

«برنامه ريزی عصبی - كلامی» Neuro – Linguistic Programming يا به اختصار (NLP) است. اين علم به چگونگی تأثير كلام و افكار بر سيستم عصبی ما می پردازد.

نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه 1386/01/16 ساعت 10 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند:
پدر عزيزم،
با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.
با عشق، پسرت، John
پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.

نوشته شده توسط حامد در دوشنبه 1385/12/28 ساعت 2 بعد از ظهر | لینک ثابت |

باورها و اعتقادات

ما مي توانيم با مطالعه ماهيها چيزهايي درباره باورها و اعتقادات خود بياموزيم . يك آكواريوم تهيه كنيد و آنرا با استفاده از يك ديوار شيشه اي شفاف به دو قسمت تقسيم كنيد . حال يك ماهي بزرگ شكارچي و يك ماهي سفيد كوچك كه غذاي مورد علاقه ماهي شكارچي است تهيه كنيد . هر يك از دو ماهي را در يك طرف آكواريوم خود قرار دهيد. در يك چشم بهم زدن ماهي شكارچي به طرف طعمه حمله ور مي شود و به شدت به ديوار شيشه اي برخورد مي كند . دور مي زند و دوباره حمله مي كند و باز هم...بنگ ! چند هفته مي گذرد حالا ديگر دماغ ماهي شكارچي سياه و كبود شده است و نهايتا او به اين نتيجه رسيده است كه شكار ماهي سفيد ، مساوي است با درد ، نتيجتاً دست از تعقيب بر مي دارد . حال مي توانيد ديوار شيشه اي را برداريد . فكر مي كنيد چه اتفاقي مي افتد ؟ ماهي شكارچي تا پايان عمرش به سراغ نيمه ديگر آكواريوم نمي رود . او به محدوديتهاي خود پي برده است. آيا داستان ماهي شكارچي اسف انگيز نبود ؟ اگر اينطور فكر مي كنيد پس بهتر است بدانيد كه اين در واقع ، سرگذشت زندگي همه انسانهاست . ما به ديوارهاي شيشه اي برخورد نمي كنيم ، ديوارهاي شيشه اي ما در حقيقت والدين ، معلمها و دوستاني هستند كه به ما مي گويند چه كار مي توانيم بكنيم ، كجا مي توانيم برويم و و بدتر از همه ، ديوارهاي شيشه اي اعتقادات و باورهاي ماست . ما خالق قفس شيشه اي خود هستيم و تصور مي كنيم كه اين يك واقعيت است . آيا تا به حال اين داستان را شنيده ايد /  من آدم خيلي مهمي هستم و مردم بايد به همين منوال با من برخورد كنند و احترام بگذارند . ! بعضي اصرار دارند كه خود را به ديگران بشناسانند و ثروت يا سواد خود را به رخ آنها بكشند ، اما اين نوع آدمها در درون خود زجر مي كشند ، زيرا شادي آنها در گرو تفكر ديگران است / مهم بودن را فراموش كنيد تا آرامش نصيبتان شود . هر چه كمتر نيازمند تحسين ديگران باشيد ، بيشتر تحسين مي شويد . هر اعتقادي كه ما را فقير و بيچاره نگه مي دارد بايد دور انداخته شود . اعتراف به اشتباه بودن باورها كافي نيست ، وجود اين باورها مايه درد و رنج است . براي شروع كار نسبت به باورهايي كه در آنها از لفظ ( بايد ) استفاده مي شود هشيار باشيد . او بايد سلام كند . او بايد دست بدهد . او بايد حق شناس باشد . او بايد ملاحظه بيشتري داشته باشد . شايد به نظر برسد كه اين فهرست بايدها ، يك سري توقعات منطقي هستند . اما اگر اين باورها را نداشته باشيم چه مي شود ؟ اگر مردم مطابق توقعات ما رفتار نكنند چه اتفاقي مي افتد ؟ وقتي اين بايدها را براي ديگران قائل مي شويم ولي آنها اعتنايي به توقعات ما نمي كنند احساس مي كنيم كه مورد بي احترامي و ناسپاسي قرار گرفته ايم اما وقتي كه اين بايدها را فراموش مي كنيم صرف نظر از نوع رفتارهاي ديگران مي توانيم هميشه شاد و خوشبخت زندگي كنيم .

 

این مطلب از یه سایت گرفتم .URLشو نمیدونم.ولی اسمش دنیایه NLP بود

نوشته شده توسط حامد در شنبه 1385/12/26 ساعت 10 قبل از ظهر | لینک ثابت |

خودباوري زمينه ساز خودشكوفايي است. با خودباوري از نظرذهني و رواني احساس راحتي كرده و خود را آن گونه كه هستيم مي پذيريم و باور مي كنيم. از استعدادهايمان بيشترين بهره را مي بريم و نسبت به عيوب جسماني و ناتواني هاي خودمان ديدگاهي واقع بينانه پيدا خواهيم كرد. زمان كمي را در استرس و اضطراب و حسادت سپري مي كنيم و بيشتر اوقات آراميم و نسبت به عقايد جديد گشاده رو؛ خوشبين؛ شوخ طبع و داراي اعتماد به نفس هستيم. نسبت به ديگران احساس خوبي داريم و به آن ها اعتماد مي كنيم، به علايق شان توجه و احترام مي گذاريم و سعي نمي كنيم و بر آن ها تسلط و كنترل داشته باشيم. با احساس يكي بودن با جامعه، نسبت به ديگران احساس مسووليت، تعهد مي كنيم و نيز نسبت به اعمال خودمان همان حس را داريم. داراي پندارهاي واقع گرا هستيم و با محيط اطرافمان تا اندازه اي كه ضرورت دارد سازگار مي شويم. براي خودمان سطحي از سازگاري را تعيين مي كنيم تا بتوانيم به راحتي و با موفقيت به زندگي ادامه دهيم و به بودن مقداري از تعارضات ومحروميت ها در زندگي مان واقفيم. از همه مهم تر از سيستمي برخورداريم كه از تجارب شخصي مان سرچشمه مي گيرد، يك احساس شخصي مبني بر درست يا غلط بودن موارد. از چيزهاي خيلي ساده لذت مي بريم و بهترين حالت را از شرايط و اوضاع خودمان انتخاب مي كنيم و نيز اجازه نمي دهيم ديگران معيارهايمان را مشخص كنند. كارهايي را كه باور داريم و از آن لذت مي بريم، انجام مي دهيم و خيالات بيهوده نمي كنيم، چون تحمل كردن موضوعات خيالي، سخت تر از موضوعات واقعي است. از آن جايي كه حسادت؛ نفرت و كينه روح را غصه دار مي كند آن ها را از خود دور مي كنيم. وقت خودمان را با افسوس خوردن در مورد موضوعات و اشتباهات گذشته هدر نمي دهيم و واقعيت را آن طور كه هست مي پذيريم و در مورد هر رويداد بررسي و تحقيق كافي به خرج داده و هر آن چه كه مي گوييم و در آن چه مي گوييم صادقيم. نو انديش بوده و وجودمان به رشد و تحول اجتماع ياري مي رساند. روابط اجتماعي خود را گسترش داده و به ديگران احترام متقابل مي گذاريم و نيز سازگاري ما حل شدن در مسايل و يا تسليم شدن نيست بلكه سكوي پرش و آماده شدن براي حركت بعدي مان است. عشق و انگيزه ما به يادگيري و دانستن بالا بوده و از انتقادات سازنده تشكر مي كنيم. همچنين پايه و اساس كار ما تفكر؛ آگاهي، تعادل؛ خودكاوي و خودباوري است. در هر شرايط، زندگي توانايي هايمان را بشناسيم و آن را رشد دهيم و به قله سربلند خودباوري و خودشكوفايي هرچه بيشتر نزديك شويم.

نوشته شده توسط حامد در دوشنبه 1385/12/21 ساعت 9 قبل از ظهر | لینک ثابت |
مرسی که اومدی اینجا.حالا که اومدی بمون و بخون و نظر بده.

حامد

نوشته شده توسط حامد در دوشنبه 1385/12/21 ساعت 9 قبل از ظهر | لینک ثابت |

انسان های قافل

  1. با استعداد ولی نا موفق
  2. با هوش اما شکست خورده
  3. تحصیل کرده اما بی کار
  4. نابغه ولی ناکام
  5. زیبا ولی تنها

و این تنها قدرت بینش ،هدف،باور،اندیشه،انگیزه،اراده،تلاش مستمرو پشتکار و توان ایجاد روابط عالی انسانیست که در دنیایی از امید راه زندگی زیبا را می گشاید...       ((همه زندگی یک جور انتخاب است))

اگر من بخاهم به دستاوردی برسم که قبلا نداشته ام باید انسانی شوم که قبلا نبودم...

شما باید ابتدا یک فروشنده خوب شوید...

 است..PRESENTATION قلب فروش خوب 

اگر بخواهی فرد جذابی را جذب کنی ابتدا باید خودت جذاب شوی...

((ضرب المثل آمریکایی))

هرآنچه را محکوم کنی از دست می دهی...به هر چه عشق بورزی جذبش می کنی...

تمام زندگی عقیده وجهاد است...

مهم این نیست که من از کجا آمده ام ...مهم اینست که به کجا خ.اهم رفت...

بهتر است به آینده مان توجه کنیم زیرا قرار است بقیه عمرمان را در آن بگذرانیم...

داشتن نگرش وبینش مثبت به آینده نیرومندترین انگیزه تحول در انسانهاست.

 

و خداوند می فرماید: ای انسان هرچیزی که در کاینات من است همه به تسخیر اندیشه های تو درآمده است...

 

دیگران در تو آن چیزی را می بینند که تو در خود می بینی...

 

اصل نگاه: کیفیت زندگی شما را نوع نگاه شما تعیین می کند...

 

قدرت نگرش:دو زندانی از پشت میله های زندان هر دو به بیرون نگاه می کردند...اما یکی به خاک ودیگری به آسمان وستارگان...

بینش نتیجه رویاهاست...تنها هدف است که در زندگی رویاها وموفقیت را می سازد...

نوشته شده توسط حامد در دوشنبه 1385/12/21 ساعت 9 قبل از ظهر | لینک ثابت |

*برنده باشید *

برنده به فکر جواب است ،بازنده همیشه به فکر مشکل است .
برنده همیشه طرحی دارد ، بازنده همیشه بهانه ای دارد
.
برنده می گوید : اجازه بدهید این کار را برای شما انجام دهم
.
بازنده می گوید : کار من نیست
.
برنده در هر مشکلی راه حل آن را می بیند
.
بازنده در هر راه حلی مشکلی می بیند
.
برنده سبزه را در کنار شن زار می بیند
.
بازنده در کنار هر سبزه شن زاری می بیند
.
برنده می گوید: مشکل است، اما ممکن .

بازنده می گوید: ممکن است، اما مشکل

 

هراس برنده از باختن به آن اندازه نيست كه بازنده باطنا از برنده شدن دارد.

A Winner isn’t nearly as afraid of losing as a loser is secretly afraid of winning

  

برگرفته از کتاب اندیشه های مدیریتی

نوشته شده توسط حامد در دوشنبه 1385/12/21 ساعت 9 قبل از ظهر | لینک ثابت |

                                همان جوابي رامي گيري كه انتظارش را داري

 مرد جواني فرزند بيمارش را به معبد مي برد كه از كنار شيوانا و مريدانش عبور كرد. چون مي دانست شيوانا اهل معرفت است مقابل او توقف كرد و پرسيد: فرزندم بيمار است و پزشكان جوابش كرده اند براي درمان او را به معبد مي برم.آيا خدايان معبد او را نجات خواهند داد.
شيوانا لبخندي زد و گفت اگر انتظار داشته باشي خدايان معبد اورا نجات دهند مطمئن باش كه چنين خواهد شد.
ساعتي بعد مرد ديگري با فرزند بيمارش از معبد به سمت شهر مي رفت. او هم مقابل شيوانا توقف كرد و از او پرسيد فرزندم بيمار است واو را براي درمان نزد پزشك شهر مي برم. او در معبد شفا نگرفت و در نتيجه مجبورم به پزشكان متوسل شوم. آيا به نظر تو پزشكان مي توانند او را نجات دهند؟
شيوانا تبسمي كرد و پاسخ داد: اگر انتظار داشته باشي پزشكان شهر او را نجات دهند مطمئن باش كه چنين خواهد شد.
يكي از شاگردان كه هميشه همراه شيوانا بود از او پرسيد: چگونه است كه معبد يكي را شفا مي دهد و ديگري را نه و بر عكس پزشك مي تواند كسي را درمان كند و ديگري را نه؟ علت اين تناقض چيست؟
شيوانا پاسخ داد اين ما هستيم كه با انتظار داشتن از اتفاقات و پديده ها جهت آن ها را هدايت و نتيجه نهايي را تعيين مي كنيم. هر كس همان جوابي رامي گيرد كه انتظارش را دارد. اين رسم كائنات است. اين ما هستيم كه با انتظار خود به پديده ها قدرت مي دهيم.

 

برگرفته از سایت کوئست شیراز

نوشته شده توسط حامد در دوشنبه 1385/12/21 ساعت 9 قبل از ظهر | لینک ثابت |

سایبان آرامش ما مائیم

سهراب سپهری با  این شعر در پی آن است که ریشه سوء تفاهم ها ,قهرها,جنگ ها ,و ناخوشنودیها را بیابد و به اندازه وسعت فکر و خیال خود آنها را معنی کند و اگر شد,راه حلی هم ارائه دهد.شعر شاعر لحن خطابه به خود میگیرد.اما هشداری است که همه ما به آن نیاز دازیم.

 

در هوای دوگانگی

                تازگی چهره ها پژمرد

بیایید از سایه - روشن برویم

بر لب شبنم بایستیم

در برگ فرود آییم

و اگر جا پایی دیدیم

                مسافر کهن را از پی برویم

برگردیم و نهراسیم

                در ایوان آن روزگاران

                        نوشابه جادو سرکشیم

شب بوی ترانه ببوئیم

                چهره خود گم کنیم

از روزن آن سوها بنگریم

                چهره خود گم کمیم

از روزن آن سوها بنگریم

                در به نوازش خطر بگشائیم

                        خود روی دلهره پرپر کنیم

نیاویزیم

                نه به بند گریز        نه به دامان پناه

نشتابیم

                نه به روی روشن نزدیک            نه به سمت مبهم دور

عطش را بنشانیم

                پس به چشمه رویم

دم صبح

                دشمن را بشناسیم

                        و به خورشید اشاره کنیم

ماندیم در برابر هیچ

                خم شدیم در برابر هیچ

                        پس نماز مادر را نشکیم

برخیزیم

                و دعا کنیم:

                        لب ما شیار عطر خاموشی باد!

و نلرزیم

                پا در لجن نهیم

                        مرداب را به تپش درآریم

آتش بشویم

                نیزار همهمه را خاکستر کنیم

و این نسیم

                بوزیم                  و جانانه بوزیم

و این خزنده

خم شویم               و بینا خم شویم

و این گودال

فرود آییم              و بی پروا فرود آیییم

بر خود خیمه زنیم

                سایبان آرامش ما , ماییم

ما وزش صخره ایم

                ما صخره و زنده ایم

ما شب گامیم

                ما گام شبانه ایم

پروازیم

                وچشم به راه پرنده ایم

تراوش آبیم

                و در انتظار سبوییم

در میوه چینی بی گاه

                رویا را نارس چیدند

                        و تردید از رسیدگی پوسید

بیایید از شوره زار خوب و بد برویم

چون جویبار

                آیینه روان باشیم

                به درخت

                        درخت را پاسخ دهیم

و دو کران خود را

                هر لحظه بیافرینیم

                        هر لحظه رها سازیم

برویم

                برویم

                        و بیکرانی را زمزمه کنیم

نوشته شده توسط حامد در سه شنبه 1385/04/20 ساعت 5 بعد از ظهر | لینک ثابت |